دهم ربيع‌الثاني سالروز رحلت فاطمه معصومه سلام الله عليها
حضرت معصومه سلام الله عليها عالمه محدثه آل طه بود و قدم جاي پاي حضرت زهرا سلام الله عليها گذاشت و همچون او در عرصه جهاد و تلاش براي اثبات حق كوشيد تا جايي كه جانش را فداي ولايت كرد و شهد شهادت نوشيد.
 
 روند ترويج بهائيت در دوره پهلوي(2)

روند ترويج بهائيت در دوره پهلوي(2)
 چرا بهائی‌ها نجس هستند؟

چرا بهائی‌ها نجس هستند؟
بهائیت باید محو شود

بهائیت باید محو شود
دانش آموزان، هدف بعدی بهاییت!

دانش آموزان، هدف بعدی بهاییت!
اختلاف عمیق بین سران بهائیت

اختلاف عمیق بین سران بهائیت
 بهائیت، پرورش یافته سرویس‌های اطلاعاتی انگلیس

بهائیت، پرورش یافته سرویس‌های اطلاعاتی انگلیس
روند ترويج بهائيت در دوره پهلوي(1)
 
شخص امام معتقد بود انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي در واقع همان بيت‌العدل‌هاي بهاييان است و اين اصلاحات توطئه‌اي بيش نيست تا اسلام را در ميان جامعه كم رنگ‌تر كند.

 

دين و مذهب همواره عامل تعيين كننده‌اي در تحولات سياسي و اجتماعي كشور ما بوده است. تاريخ ايران، از دوران باستان تا به امروز، مملو از جنبش‌هايي است كه براساس ايدئولوژي شكل گرفته‌اند. امپراطوري هخامنشي با اتكا به ايدئولوژي مكتب زرتشت قوام گرفت و دولت ساسانيان همبستگي ميان دين و دولت را به كمال رساند؛ خلفاي بني‌اميه و بني‌عباس، قرن‌ها با داعيه‌ي اسلام بر اين سرزمين حكومت كردند و سرانجام، از زمان صفويان به بعد، حكومت‌هاي ملي كشور ما با دين عجين گرديدند. چنان كه سلسله‌ي صفوي با تكيه بر مذهب شيعه، حدود دويست سال دوام يافت و شاهان قاجار، با استعانت از دين و استفاده‌ي از لقب«ظل‌الله»پذيرش حكومت خود را بر مردم هموار نمودند.

 

اغلب جنبش‌هاي اجتماعي معاصر ايران، به نوعي از دين بهره گرفته‌اند. اما اين واقعيت كه براي ايجاد تغييرات سياسي در اين سرزمين، مي‌توان از علايق مذهبي مردم آن بهره برد، حكم شمشير دو لبه را دارد زيرا هم مي‌تواند از جانب اصلاح‌گران و در جهت بهبود اوضاع به كار گرفته شود و هم مي‌تواند به عنوان برگ برنده در اختيار استعمارگران قرار گيرد تا با شناختي كه از تاريخ و علايق مذهبي مردم كشور ما دارند، به اهداف خود نزديك شوند. در مورد اخير، از مذهب براي جذب مردم استفاده مي‌شود و استعمارگران هدف خود را با نام دين پيش مي‌برند. در مواردي نيز استعمارگر با حمايت از بدعت‌هاي مذهبي، مي‌كوشد تا اصول عقايد توده‌ها كه آنان را به تحريك عليه منافعش وادار مي‌كند، مورد حمله قرار داده و در آنها ترديد و تزلزل به وجود آورد.

 

از جمله مهم‌ترين اين قبيل بدعت‌گذاري‌ها كه به عنوان حركتي بر ضد سنت‌هاي ديني و اجتماعي ملت ايران و با پشتيباني استعمار خارجي و استبداد داخلي در تاريخ معاصر ايران قد علم كرد، فرقه‌ي بهائيت است كه با هدف از ميان بردن نفوذ تشيع و روحانيت شيعه، در ايران عصر پهلوي شكل گرفت. بهاييت با هدف قراردادن اصول مذهب تشيع، سعي داشت مانع از گسترش آموزه‌هاي ظلم ستيزانه‌ي آن شده، تا امكان تكرار جنبش‌ هاي مذهبي از ميان برود. به همين خاطر هم بود كه رژيم پهلوي و اربابان انگليسي‌اش به شدت از آن حمايت مي‌كردند و سعي داشتند از تفكر بهايي به عنوان اهرمي عليه انديشه‌هاي انقلابي مردم كه امام خميني (ره) سمبل آن شناخته مي‌شد، استفاده كنند.

 

 به ويژه پس از حماسه‌ي خونين پانزدهم خرداد 1342 كه رژيم بيش از پيش به قدرت و نفوذ معنوي روحانيت و شخص امام در ميان مردم پي برد، توجه و حمايت آن نسبت به عناصر بهايي فزوني گرفت و از حالت ناپيدا خارج شد. مقاله‌ي حاضر بر آن است تا با نگاهي به پيشينه‌ي تاريخي و نحوه‌ي پيدايش فرقه‌ي بهايي، دلايل و چگونگي ترويج آن در عصر پهلوي و روند صعودي توسعه‌ي بهاييت را در ايران، تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، به اجمال بررسي نمايد. *تاريخچه بهايي‌گري از بابيت نشأت گرفته و بابيت خود ريشه در شيخي‌گري(1) دارد.

 

 عقايد اوليه‌ي فرقه‌ي بهايي تلفيق و تركيبي از عقايد تشيع، عرفان ايراني، نظريه‌هاي حكماي اسلامي و يوناني است كه پس از سپري شدن عمري هزارساله، به صورت شيخي‌گري، سپس بابيگري و سرانجام بهاييت درآمد. اما آن چه امروز در فرقه‌ي بهايي مطرح مي‌شود، با شيوه و افكار بنيانگذاران آن تفاوت دارد. ظهور شيخيه مصادف با دوران فتحعلي‌شاه قاجار (1250 ـ 1212 ه‍. ق) و بدعت بابيان مقارن با سلطنت محمد‌شاه (1264 ـ 1250ه‍. ق) است. بنيانگذار فرقه‌ي بابيه، شخصي به نام سيد‌علي‌محمد شيرازي بود كه مدتي در عتبات درس خوانده و چند سالي در حومه‌ي بغداد و سپس بوشهر، گوشه‌نشيني اختيار كرده و رياضت كشيده بود، او پس از يك اعتكاف چهل‌روزه در مسجد كوفه و سفر به مكه،‌ به بوشهر بازگشت و خود را "باب الهي " ناميد.

 

 سپس مبلغيني به شيراز فرستاد و عده‌اي ازجاهلان و ساده لوحان را به عنوان مريد به دور خود جمع كرد.البته مخفي نماند كه عمال انگليسي كمپاني هند شرقي نيز از او و پيروانش حمايت مالي مي‌كردند و به وسيله‌ي همين پول‌ها هم بودكه منوچهر خان معتمدالدوله حاكم اصفهان، باب را به اصفهان فراخواند و در آن جا آزادي كامل به او اعطا نمود. به اين ترتيب، باب تا سال 1263 ه‍. ق كه سال فوت معتمدالدوله بود، در سايه‌ي حمايت او به تبليغات پرداخت و مريدانش در زنجان و يزد رو به فزوني گذاشتند. عمده‌ي فعاليت‌هاي جنبش بابيه در اين زمان پيرامون انديشه‌ي مهدويت دور مي‌زد. اما با گذشت زمان، علي‌محمد باب كه نخست خود را باب امام زمان (عجل‌الله‌تعالي‌فرجه ) مي‌خواند، پس از چندي ادعاي مهدويت كرده و نغمه‌ي ايجاد دين تازه‌اي را سرداد. سپس ادعاي نبوت كرد و سرانجام نيز دعوي ربوبيت و الوهيت نمود. (2) اما با درگذشت حاكم اصفهان، به دستور محمد‌شاه قاجار، باب را در قلعه‌ي چهريق اردبيل زنداني كردند و او تا زماني كه به دستور اميركبير در تبريز اعدام شد،‌ در آن قلعه به سر مي‌برد.

 

 

(3) (شعبان 1266 ه‍. ق) با اين حال، پيامد حركت باب همچنان ادامه يافت. چرا كه سنگيني فشارهاي روزافزون و طاقت‌فرساي اقتصادي بر پيكر جامعه‌ي عصر قاجار ـ به ويژه محمد‌شاه وناصرالدين شاه ـ طبقه‌ي زحمت‌كش ايراني را سخت به ستوه آورده بود و نارضايتي‌هاي اجتماعي تنها نياز به جرقه‌اي داشت تا آتش خشم مردم را نسبت به دولتمردان بي‌كفايت، روشن سازد. اكنون باب، در بافت و پوشش مذهب، بهترين فرصت را براي اظهار وجود به مخالفين مي‌داد. البته گسترش دعوي باب دلايل سياسي ديگري نيز داشت كه در ادامه به آن خواهيم پرداخت. باب يك سال پيش از اعدامش، ميرزا يحيي نوري ملقب به «ازل» را به جانشيني برگزيد. اما ازل كه از ترس دولت زندگي مخفي اختيار كرده بود، همه‌ي كارها را به برادر پدريش‌ ميرزا حسينعلي بهاء سپرد و بهاء به عنوان پيشكار او، رشد و نفوذ بسياري در ميان طرفداران باب يافت. چندي نگذشت كه به دليل فشارهاي حكومت ناصري، بابيان جايي براي ماندن در ايران نيافتند و از بغداد سردرآوردند كه در اين زمان تحت امر سلطان عثماني بود.

 

 

در آن جا حسينعلي بهاء براي ارضاي حس جاه‌طلبي خود، دست به اقدام عجيب و بي‌سابقه‌اي زد. ماجرا از اين قرار بود كه باب در زمان حيات خود كتابي به نام«بيان» نوشت كه كتاب احكام او به شمار مي‌آمد. او در اين كتاب وعده داد كه در آينده‌اي بس دور، از ميان بابيان، كسي به نام«من يظهره‌الله» ظهور خواهد كرد و همه بايد اطاعت او را گردن نهند. ولي بهاء به ابتكار خود اين فاصله‌ي زماني بسيار طولاني را كوتاه كرد و تنها چند سال پس از مرگ باب، ادعا كرد كه او همان من يظهره‌الله است كه وعده‌اش در كتاب«بيان»آمده بود. ادعاي گزاف و جاه‌طلبي بهاء موجب اختلاف شديد ميان او و ازل گرديد. دولت عثماني چون وضع را به اين منوال ديد، بهتر دانست كه بابيان را از بغداد به استانبول و از آن جا به «آورند» در يونان، كوچ دهد، دو برادر در اين مدت هم‌چنان به درگيري خود ادامه مي‌دادند و علاوه بر دشمني با شيعيان، بادامن زدن به اختلاف داخلي، موجب ناراحتي مردم را نيز به وجود مي‌آوردند. لذا، دولت عثماني چاره را در آن ديد كه به طور رسمي و با رأي دادگاه، هر يك از دو برادر را به همراه پيروانش به نقطه‌اي دور از يكديگر بفرستد.

 

 

سپس، ميرزا يحيي ازل به جزيره‌ي قبرس و حسينعلي بهاء به عكا، گسيل داده شدند. از آن پس در ميان بابيان دو فرقه‌اي ازلي و بهايي پديد آمد. بهاء پس از جدايي از برادر و به هنگام اقامت در عكا از دعوي من يظهره الله هم گذشته و نه تنها خود را يك برانگيخته‌ي الهي مي‌ناميد، بلكه ادعاي خدايي نيز مي‌‌كرد. (4) *زمينه‌هاي پيدايش اغلب تحليل‌گراني كه درباره‌ي بهاييت مطالعه مي‌كنند، علت بروز اين جنبش را در زمينه‌هاي اقتصادي جستجو كرده و فقر و فلاكت مردم را عامل اصلي آن مي‌دانند. (5)

 

 البته ترديدي نيست كه اوضاع اسف‌بار اجتماعي و اقتصادي ايران در دوره‌ي قاجار، مي‌توانست زمينه‌ي برخي مخالفت‌ها را عليه حكومت مركزي ايجاد نمايد (6) و برخاستن هر نداي اعتراض‌آميز، شور و هيجان مردم را به دنبال داشته باشد. در غير اين صورت،‌ چه لزومي داشت تا زماني كه دين كامل و آسماني اسلام در جامعه‌ي ايراني رسوخ كرده و با گوشت و خون آدمي پيوند خورده، تعليمات ابتدايي و بي‌محتواي فرقه‌هايي از اين دست در ميان توده‌ي مردم جايي براي خود باز كند؟ بابيگري و بهاييت،‌ بدعتي بود كه براساس بنيان‌هاي مذهب شيعه بنا شده بود و حرف تازه‌اي براي گفتن نداشت.

 

بخش دوم اين مقاله را مي‌توانيد در قسمت بعد مطالعه كنيد.

 

 

پي نوشت:

1. شيخيگري انشعابي از شيعه اثني عشري است كه در قرن دوازدهم هجري قمري پديدآمد و بنيانگذار آن شيخ احمد كسايي بود.

2. دكتر سيد سعيد زاهد زاهداني، بهاييت در ايران، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1381، ص 105 ـ 104.

3. علي اصغر شميم، ايران در دوره سلطنت قاجار، تهران: مدبر، 1374، ص 152- 151.

4. بهرام افراسيابي، تاريخ جامع بهاييت، تهران: سخن، 1368، ص 21.

5. براي مثال: يوسف فضايي، شيخيگري، بابيگري بهايي گري، كسروي گرايي، تهران: عطايي، 1353؛ محمد رضا فشاهي، واپسين جنبش قرون وسطايي در دوران فئودال، تهران: جاويدان، 1356 )

 

6. كاتوزيان اقتصاد قرن نوزدهم ايران را به سه دوره تقسيم مي‌كند؛ دوره ي اول مصادف است با سلطنت فتحعلي شاه و محمد شاه؛ دوره‌ي دوم به تخت نشستن ناصرالدين شاه (1227 - هـ. ش.- 1848 م) و دوره‌ي سوم باقي مانده‌ي سلطنت ناصري تا به هلاكت رسيدن شاه در 1275 هـ. ش.- 1896 را در بر مي گيرد. دوره‌هاي اول به رغم جنگ‌هاي ايران و روس، دوره‌ي ثبات و تحكيم است. دوره ي دوم قحطي، ركود بازار ابريشم و امتياز نافرجام رويتر را در خود دارد كه وضع اسفبار اقتصادي را در دوره‌ي سوم به دنبال مي آورد (محمد علي كاتوزيان اقتصاد سياسي ايران، تهران: نشر مركز، 1377، ص 71 ) شيوع بيماري هاي واگير دار و قحطي نيز از ديگر مصيبت‌هايي بود كه هر چند سال يك بار ايرانيان را فرا مي گرفت و آفات آن هم از شمار سكنه مي‌كاست و هم بنيه و روحيه‌ي بازماندگان را تضعيف كرده و در نتيجه به اقتصاد كشور لطمه مي زد. (سيد تقي نصر، ايران در برخود با استعمارگران، تهران: شركت مولفان و مترجمان ايران، 1363، ص 390-389) 

   
Code : 1304

  بازگشت به صفحه اصلی مشاهده نسخه چاپی

نظر شما راجع به این موضوع چیست ؟

نام شما :
ایمیل شما :
وب سايت :
   
 
تعداد بازدید : 721 تاریخ آخرین بروزرسانی : دوشنبه، 19 بهمن 1388 01:57:04
Copyright © 2011 - esteva.ir Powered by targan.ir ®