مژده ای دوستان كه می گویند پس از 124000 پیغمبر، اینبار كسی خود را پیغمبر خدا بر اهل زمین خوانده است كه او را علی محمد باب فرزند یك پارچه فروش شیرازی مینامیدند. در كمالات وی همین بس كه نه تنها اولین پیغمبری است كه ادعای ظهور الله در زمین (یعنی ظهور خودش) را كرد، كه گوی سبقت از سایرین به سبب كتابت توبه نامه ای ربود. آری. توبه از پیغمبری خویش!!
اسناد توبه باب از تمامی ادعاهای دروغینش نه فقط در كتب اسلام گرایان، كه در كتب خود بهائی ها و بابی ها آنقدر آمده است كه احتیاجی به دلیل ندارد. این هم از همان قسمت های تاریخ ننگینی است كه قابل توجیه نیست. علاوه بر آدرسهائی كه از كتب مسلمی در جریان توبه باب به شما می دهيم، آدرس عین این متن را در كتبی از خود بابیها و بهائی ها كه با این وجود ایشان را پیغمبر می دانند به شما می دهيم. ابتدا جریان توبه باب:
وقتی در مجالس مختلف مناظره با علی محمد، علی رقم آسان بودن و بدیهی بودن برخی سوالات، اوج بی سوادی وی بر همگان آشكار شد و باب با فضاحت بسیار به معذرت خواهی و سر افكندگی مجبور شد، ارتداد وی بر همگان آشكار شد و علمای وقت حكم به ارتداد وی صادر و خواستار اعدام وی توسط مقامات وقت شدند. اگر چه وی را نوعی از مرتد دانستند كه با توبه نیز حد وی ساقط نخواهد شد. در همین حال، عده ای از نزدیكان شاه، از او خواستند برای فرار از این مجازات، توبه نامه ای نوشته، مهر و امضا كند و در آن از مقام همایونی شاه تقاضای عفو كند. وی نیز توبه نامه ای بدین متن تنظیم كرد:
" فداك روحی الحمدالله كما هو اهله و مستحقه كه ظهورات فضل و رحمت خود را در هر حال بر كافه عباد خود شامل گردانیده. بحمدالله ثم الحمدلله كه مثل آن حضرت را ینبوع رأفت و رحمت خود فرموده كه به ظهور عطوفتش عفو از بندگان و تستر بر مجرمان و ترحم بر یاغیان فرموده. شهدالله من عنده كه این بنده ضعیف را قصدی نیست كه خلاف رضای خداوند عالم و اهل ولایت او باشد. اگر چه بنفسه وجودم ذنب صرف است ولی چون قلبم موفق به توحید خداوند جلّ ذكره و نبوت رسول او (صلياللهعليهوآلهوسلم ) و ولایت اهل ولایت اوست و لسانم مقر بر كل ما نزل من عندالله است، امید رحمت او را دارم و مطلقاً خلاف رضای حق را نخواسته ام و اگر كلماتی كه خلاف رضای او بوده از قلمم جاری شده، غرضم عصیان نبوده و در هر حال مستغفر و تائبم حضرت او را و این بنده را مطلق علمی نیست كه منوط به ادعایی باشد، استغفرالله ربی و اتوب الیه من ان ینسب الی الامر و بعضی مناجات و كلمات كه از لسان جاری شده دلیل بر هیچ امری نیست و مدعی نیابت خاصه حضرت حجت الله علیه السلام را محض ادعای مبطل و این بنده را چنین ادعایی نبوده و نه ادعای دیگر، مستدعی از الطاف حضرت شاهنشاهی و آن حضرت چنانست كه این دعاگو را به الطاف و عنایات بساط رأفت و رحمت خود سرافراز فرمایند، والسلام»
اصل این توبه نامه با امضاء و مهر وی در موزه اسناد مجلس ایران موجود است و اهل فن و تاریخ نویسان مختلف بر صحت آن و نسبت آن به شخص باب صحه گذاشته اند، و حتی كمتر بابی یا بهائی پیدا شده كه آنرا مردود شمارد. در كتابی كه ابو الفضل گلپایگانی، نویسنده و مبلغ بهائی نگاشته است، عین همین متن را آورده است! اگر چه امروزه بهائیان مانند همیشه منكر همه چیز و همه كس می شوند و ممكن است منكر این توبه نامه نیز باشند ولی بزرگترین سند اصل آن است كه هنوز موجود است. هوس دزدی هم به سر خیلی ها زده است تا این سند تاریخی را (به مانند كتب پر از غلط باب) از آن مكان به سرقت برده و سر به نیست كنند، ولی با كمال تاسف برای طرفداران این فرقه، باید عرض كنم كه مدتی پیش به جهت مسائل امنیتی و به دلیل افزایش تهدیدها، این توبه نامه به گاو صندوق مطمئنی در آن مركز منتقل شده و تحت شدیدترین تدابیر امنیتی محافظت می شود.
منبع: كانون فرهنگي رهپويان وصال