گفت و گو با محمدرضا زائري در زمره مسائلي است كه هر خبرنگاري بايد فضاي آن را تجربه كند، به ويژه آنكه به تازگي از سفري علمي در آن سوي مرزها برگشته باشد، چرا كه شما با شخصي روبه رو هستي كه نظرات خاصي در حوزههاي فرهنگي دارد و شما بايد اين مسائل را منتقل كني تا به اصطلاح مصاحبه گرم و چالشي شود. اين مساله در گفت و گو با محمدرضا زائري وقتي پيچيدهتر ميشود كه زائري خود سالها كار روزنامهنگاري كرده و در اين عرصه صاحب نظر است و نميتواني او را همانند يك مقام مسئول به گوشه رينگ ببري و در پايان هم پيروز خارج شوي.
با اين حال گفتوگوي سه ساعته ما با حجتالاسلام محمدرضا زائري در خبرگزاري فارس متفاوت از تصورات اوليه شد، چرا كه همين حضور وي هم باعث شد كه چند نفر از منتقدان زائري به جمع ما بپيوندند و در اين گفتوگو مشاركت كنند كه نتيجه آن هم در پايان اين بود كه در برخي موارد هيچ يك از ما بر اساس واقعيات قضاوت نميكنيم و تنها بر اساس شنيدههايمان نظرمان را درباره افراد بيان ميكنيم. متن ذيل حاصل سه ساعت گفتوگوي جذاب و خواندني با محمدرضا زائري است كه ممكن است خواننده در پايان از اين همه صراحت در مصاحبه و انتشار آن تعجب كند.
* نگاه به فرهنگ از دريچه سياست
فارس: در قضاياي بعد از انتخابات عدهاي كارشناسان معتقد بودند يكي از دلايل اغتشاشات اخير بعد از انتخابات مسائل فرهنگي است كه نتوانسته ايم اهداف فرهنگي انقلاب اسلامي را تبيين كنيم؟
زائري: من به دليل اينكه اين نگاه را كاملا قبول دارم قبل از اين درباره موضوع مورد بحث صحبت كنم مقدمهاي را عرض ميكنم. يكي از اشتباهاتي كه به نظر من الان در فضاي سياسي كشور خواسته يا ناخواسته صورت ميگيرد اين است كه ما همه چيز را از دريچه سياست نگاه ميكنيم. مثلا هنوز هم عدهاي بحث تقلب را مطرح ميكنند در حالي اين موضوع تمام شده و حتي فراموش شده است ؛ حتي كسي كه اين ادعا را كرده حرفش ديگر خريدار ندارد و اين موضوع ديگر مسئله جامعه نيست ولي بعضيها هنوز هم با اين ادبيات حرف ميزنند. من معتقدم آن فتنهاي كه واقع شد، اتفاقاتي كه رخ داد و ضربه بسيار سنگين و سهمگيني به چهره نظام جمهوري اسلامي در خارج از كشور زد به نظر من اين موضوع هنوز به درستي تبيين و تحليل نشده است كه چه حادثه تلخ و جدي رخ داده است و به وضعيت دروني كشور و بافت و ساخت اجتماعي ما در كشور ضربه زد. اين اتفاق به واقع يك نيشتري بود كه يك سري زخمهاي ديگر را باز كرد و يك سري مشكلاتي كه زير لايه ظاهري جامعه پنهان بود و آتشي كه زير خاكستر بود آشكار كرد. اين مشكلات اجتماعي فرهنگي است و متأسفانه كمتر به آن توجه مي شود ما اگر اين نگاه هوشمندان، دقيق و جدي را داشتيم شايد بعد از 18 تير 78 ميشد جلوي خيلي از مسائل را گرفت، ولي همه عادت كرديم هميشه مسائل را ناديده بگيريم. متأسفانه در آن فاصله ده ساله هم به همين روش ادامه داديم و آمديم همه چيز را لاپوشاني كرديم، سر و شكل را درست كرديم ولي مشكلات را به صورت ريشهاي حل نكرديم.
* اصلاح زيرساختهاي فرهنگي و غفلت از واقعيات جامعه
فارس: اين مسائل خيلي كلي است و موجب ابهام ميشود؟
زائري: به اين معنا معتقدم كه اگر زيرساختهاي فرهنگي ما درست ميشد خيلي از مشكلات قابل رفع بود. يكسري مسائل سياسي است و كاري هم نميشود كرد؛ كسي كه از سالهاي دهه 60 با جريان خط امام و هم اكنون با رهبري مشكل داشته و دارد را ديگر نميشود كاري كرد. ولي چه چيزهايي باعث ميشود يك جرياني موقعيت پيدا كند؟ در يك مرحلهاي در 18 تير عده اي آمدند در مقابل دانشگاه و اتفاقاتي هم رخ داد. هيچ وقت پيگيري نشد كه چه كسي مقصر است؟
فارس: پس برگزاري آن دادگاه در چه موقعيتي انجام گرفت؟
زائري: به نظر من اين دادگاهها با اينكه تشريفاتي نبود ولي جدي هم گرفته نشد. ميشود در مورد مصاديق جزيي با هم مجادله كنيم اما ما در مورد موارد كلي و عميق حرف ميزنيم. بخشي از مشكلات ما اصلا ربطي به انقلاب و نظام ندارد يعني اگر هر دولت و حكومت ديگري هم بود اين مسائل پيش ميآمد مثل مشكلات اقتصادي تا تحولات اجتماعي تا ورود تكنولوژي. مشكل اعتياد در همه جاي دنيا وجود دارد و مشكلات ديگر. از طرف ديگر هم هر چه ما غفلت يا سستي كرديم دشمن ما غفلت و سستي نكرد؛ هرچه ما با هم مجادله كرديم آنها مسئله را جدي گرفتند. زمان جنگ ميگفتند حرف امام را درباره جنگ فقط صدام جدي گرفته است كه جنگ در رأس امور است. اين يك واقعيتي بوده است در طول اين سالها، حتي بعد از جنگ بايد نگاه كنيم ببينيم حرفهاي رهبري را در مسائل مختلف چقدر مورد توجه قرار مي دهند كه بخواهند به آن عمل كنند. در هر طرف كه نگاه كنيد كوتاهي و قصور در جبهه خودي كم نبوده است.
* جبهه دشمن به شدت فعال است
جبهه دشمن - كه من واقعا به اين نوع ادبيات و گويش معتقدم و اعتقاد دارم كه ادبيات حضرت آقا در اين باره به هيچ عنوان فرمايشي نيست - به شدت فعال است.
اين مشكلاتي كه ما داشتيم در همه جاي دنيا وجود داشت اما آنها برايش تدبير كردند، اما يكي از مشكلاتي كه ما به صورت تئوريك و مبنايي داريم است اين است كه ما هيچ وقت در طول اين سالها نتوانستيم تكليف خودمان را روشن كنيم. يكي از اختلافنظرهاي من و ديدگاههاي آقاي هاشمي و جريان ديگر در همين مسئله مبنايي و اصولي بود. معتقد بوديم بالاخره ما براي حل مشكلات خود بايد نسخهاي ولايي و ديني كه اسلام داده داشته باشيم يا نسخهاي كه غربيها براي ما تجويز ميكنند. بزرگترين مشكلي كه در اين سالها پيدا كرديم يك جور التقاط ميان اين نسخهها بود، اگر قرار بود نسخه الهي و خدايي را اجرايي كنيم اين نسخه يك التزامات و قواعدي داشت كه ما به آن عمل نكرديم؛
در آن نسخه اميرالمؤمنين ميگويد بين حق و باطل چهار انگشت بيشتر فاصله نيست. ما واقعا در رسانههاي خودي به اين كلام چقدر عمل كرديم. زيرساختها و كوتاهيها در آموزش و پرورش و نهادهاي فرهنگي كه اصلا دغدغهها سال هاي اخير رهبري هم هستند بسيار مهم است. دانشآموزي كه از كودكستان ميآيد ببينيد چه وضعيتي دارد ،كساني كه در طول اين سالها متولي اداره كودكستان ها بودند در كشور، بخشي از آنها نه تنها اعتقادي به بحثهاي اعتقادي و دين نداشتند بلكه كاملا موضوع منفي به اين مسائل داشتند، ما هم در غفلت به سر مي برديم و آنها هم هر كاري دلشان خواست انجام دادند. در مدارس دانش آموز ما ساده و سالم و مذهبي ميآمد چهار سال بعد همه چيزي را كه نبايد بداند را بلد بود. ما در زندان هايمان آدم سالم ميرود معتاد ميشود. من خودم آدمي را ديدم كه به خاطر چك زندان رفته بود، اين بچه به قدري سالم بود كه نماز شب او ترك نمي شد در حالي كه به خاطر مخارج عروسي خود دچار مشكل شده بود اين را آورده بودند در بندي كه تمام خلافكارها و قاچاقچيان را نگهداري ميكردند. اين روند را در طي سالها از كودكستان، دبستان تا دانشگاهها و سربازي تا صدا و سيما شاهد بوديم.
در تمام اين سالها دلخوشي ما اين بوده كه در فلان سريال يك صحنه نماز يا مسجد را نشان ميدهد. شما در بحث حجاب نگاه كنيد زن مجرم را با چادر در دادگاه ميآورند، اين مسئله چرا به غيرت جامعه مذهبي ما برنمي خورد. تا ديروز اين زن در خيابان چه مدلي داشت به محض اينكه در دادگاه ميرود چهرهاش را با چادر مي پوشاند، به آقايي كه جرم كرده تيغ نميدهد تا مبادا خودكشي كند آن وقت در دادگاه با انبوهي از ريش ميآيد. تداوم اين تصاوير در طي اين سالها چه تصويري را در ذهن مخاطب القا ميكند، من ميگويم فرض كنيد تمام سريالهاي صداوسيما اصلاح شده است اما من ميگويم ديالوگي در بين تهيه كنندگان سيما رايج است كه يك صحنه نماز در فيلم بگذار و جمع كن. اين حرف خيلي تلخ و ناگواري است و ممكن است به خيلي ها بر بخورد.
فارس: پس كشور دست چه كسي بوده است؟
زائري: ميگويند سي سال كشور در دست روحانيت بوده است اما من مي گويم نه خير دست ما نبوده بلكه فقط فحش آن را ما خورديم؛ ما مصداق آش نخورده و دهان سوخته بوديم و فقط بدنامي آن به جريان اصولگراي معتقد و ملتزم مانده است. فرمانده جبهه ما كه در زمره قديميترين افراد تخريب بوده و از چهارده سالگي در جنگ بوده الان مسافركشي ميكند، نمونههاي اين مدلي زياد است. اين افراد فحش انقلاب را مي خورند ولي آن آقايي كه در طول اين سال انواع رانتها را گرفته و بارش را بسته، ويلايي آنچناني را به ثمن بخس خريده فحش نخورده براي انقلاب.
فارس: اين افراد چه كساني هستند؟
زائري: اين افراد جريان زرنگي است كه هم دست آقاي رفسنجايي را ميبوسد و هم بلافاصله به او فحش ميدهد، جريان بياعتقاد زرنگ مرموزي كه من از نزديك اين افراد را ديده و با ادبيات آنها آشنايي دارم.
فارس: يعني صدا و سيما دست آنها بود، يا سازمان تبليغات وزارت ارشاد و ديگر نهادها؟
زائري: تمام اين نهادها يك مسئول رده بالا دارد و يك فكر دارد و يك نيروي رده پائين و يك تفكر ديگر. كسي كه كار ميكند كسي ديگري است. من خيلي سالها پيش به مهران مديري گفتم شانسي كه تو آوردي اين است كه آن چه شما ميگويي را خودت و مخاطب ميفهمد، اما آن نفر وسط كه مدير است نميفهمد. يك سريالي بود كه هنرپيشهها را ميآوردند براي مصاحبه، يك شب به يكي از هنرپيشهها گفت دوست داشتي با كدام بازيگر همبازي شوي؟ گفت با مايكل داگلاس، گفت در كدام فيلم كه آن طرف خنديد و هيچ نگفت. ملتي كه همان روزها فيلم "غريزه اصلي " را به صورت غيرمجاز ميديدند ميفهميدند اين چه ميگويد اما ناظر پخش اين مسائل را نميفهميد به فرض هم كه ميفهميد اين فرد كه چيز خاصي نگفته بود.
اتفاقي كه افتاد اين بود كه ما به مرور به سمتي رفته بوديم كه اين لايه وسطي داشت كار خودش را ميكرد به مصداق همان لطيفه كه طرف زنگ زد صدا و سيما گفت آقا فلاني و فلاني كه الان خوابيدهاند، يك نوار بگذار حال كنيم؟ دقيقا همين واقعيت جامعه بود. به همين نسبت در بخشهاي ديگر نيز اين مسئله صادق است. اين يك واقعيتي بوده در طول اين سالها كه ما يك حوزههايي را كه بايد به آن ميپرداختيم رها كرديم مثل مهد كودكها يا مدارس كه يك علت آن به نظر من است كه ما خودمان باعث شديم افراد از اقدام بترسند، يعني موضع ما هميشه انفعالي بوده است.
* سري را كه درد نميكند دستمال نميبندند
من بارها از دوستان سؤال كردم كه شما سراغ داريد در قم راهپيمايي شده باشد و طلبهها راجع به اين كه آموزش و پرورش چرا راجع به فلان موضوع ديني كتاب منتشر نكرده يا سازمان تبليات چرا فلان كنفرانس را برگزار نكرده است؟ وزارت ارشاد چرا فلان فيلم را توليد نكرديد؟ هر وقت يك كتابي توليد شد كه در يكي از صفحات آن مطلبي منتشر شده باشد سر و صداها بلند ميشود و نتيجه آن ميشود كه مسئولان مربوطه سري را كه درد نميكند دستمال نميبندند. تهيه كننده تلويزيون به من ميگفت من اصلا سراغ حديت و قرآن نميروم چون دردسر دارد. يك سري مطالب از همه طرف ميگذاريم خوب معلوم است كه اين وسط تفكرات پائولو كوئيلو ترويج ميشود چون براي هيچ كسي دردسر ندارد.
من يك دفعه گفتم شما اگر خواستي به خدا فحش بدي كسي جلودارت نيست چون خدا روابط عمومي ندارد ولي به محض اين كه يك نهاد را فحش بدهي روابط عمومي آن بيايند ميدهد و نتيجه اين كه در طول سالها الحاديترين مباني فكري در لابهلاي سريالها، فيلمها و كتابهاي ما و.... منتشر ميشود و هيچ كس هم متوجه نميشود اما خدا نكند يك گوشهاي اتفاقي بيفتد همه ميبينند. به قول معروف اگر مسعود رجوي بيانيه اخيرش را 200 تا 200 چاپ كنند و از فرودگاه وارد كنند هيچ كس متوجه نميشود ولي به محض اين در مجلهاي عكس نامناسبي منتشر شود همه احساس تكليف شرعي ميكنند جلوي آن را بگيرند.
* حرفشنوي از پدربزرگ معتاد آري، از مسولان نه!
از يك طرف اين نگاه ترسآلود حاكم ميشود و باعث ميشود حركات فرهنگي ابتر بماند، حضرت آقا يك تعبير بسيار دقيق و ظريفي دارند كه در كار فرهنگي معيار صرفه مالي و اقتصادي نيست. اگر ما در همين سازمانهاي فرهنگي عريض و طويل بخواهيم يك ميز جديد براي ساختمان يا نرمافزار جديد بخريم، ميلياردي پول خرج ميكنند ولي در همين سازمان شما بگوييد يك طرح نظرسنجي داريم كه بر اساس آن يك كار علمي انجام شود يا كارشناس دعوت كنيم سر مبالغ بسيار ناچيز به مشكل بر ميخوريم. ميخواهم بگويم اين اتفاقات در كنار همديگر نتيجه اين ميشود دانشآموزي كه قرار بود ما او را تربيت كنيم و فرداي قيامت هم بايد جوابگو باشيم حرف پدر بزرگ معتادش را كه ممكن است سواد چنداني هم نداشته باشد بيشتر از ما قبول دارد.
درباره مسائل فرهنگي و حتي تاريخي اين كه سؤال هست كه چرا ما نتوانستيم تأثيرگذارباشيم؟ اين مسئله يك سري لوازم و قواعدي دارد كه ما آنها را رعايت نكرديم و نتيجه خروجي آن شده كه آن دانشآموز و نوجوان بياد تو خيابون عليه نظام شعار بدهد چون حرف آنها را ميفهمد. من وقتي مي گويم حوزه فرهنگي و اجتماعي از اين جهت است، يعني اعتماد زحمي شده و تصوير ما در ذهن مخاطب خراب شده و يك سري اتفاقات افتاده كه رابطه ما قطع شده و از آن طرف دشمن ما با زبان خود او را جذب مي كند.
يك نفر به من ميگفت كه چند نفر (اسم ميبرد) در انتخابات مشكل داشتند كه من تأئيد كردم. گفت كه مثل اين كه همه مشكل داشتند. گفتم به دو دليل اين اتفاق ميافتد: اول اين كه همه عوامل ايجاد نفرت در عملكرد ما فراهم است و دوم اين كه همه عوامل جذب آن طرف مقابل است. ما همه دست به دست هم داديم كه افرادي را كه ميشود حفظ كرد پرت كنيم طرف مقابل، آن طرف هم بلدند كه چه طور يك نفر را سريع به اردوگاه خودشان ببرند.
فارس: چه بايد كرد اين نگاه فرهنگي كه شما ميگوييد از بالادست به سمت نيروهاي مياني جاري شود؟ نكته ديگر اين است كه شما خيلي از حرفها را ميزند و ادامه آن را مي گوييد جايش اينجاست پس جاي اين حرفها كجاست؟
زائري: من در برخي از اين مسائل به صورت عميق متخصص نيستم و الان هم مطالعه كافي ندارم كه بحث اجتماعي داشته باشيم.
* نگاه جزيرهاي به مسائل فرهنگي كشور
فارس: ما كارشناس فرهنگي كه رهبري هم روي آن تأكيد دارد زياد داريم ولي وقتي اين كارشناسي ميخواهد به بدنه اجرايي تزريق شود هيچ اثر و تحولي ندارد؟
زائري: اين موضوع به خاطر وجود دو اشكال است: اول اين كه ما در واقع اين حوزهها را جزيرهاي و جدا از يكديگر ميبينيم و تصور ميكنيم وزير آموزش و پرورش اگر نتوانست مشكلات را حل كند ناتوان است و اگر آدم توانمندي باشد بلافاصله بايد مشكلات را حل كند يا رئيس صدا و سيما همينطور. در حالي به نظر رئيس صدا و سيما اگر العياذبالله فرشتههاي خداوند هم باشد باز در اين سيستم نميتواند كارايي داشته باشد چون اين سيستم همه اجزايش به هم مربوط است، شما از تلويزيون بهترين برنامه توليدي را هم پخش كنيد وقتي كه طرف به هزار دليل ارتباطي با رسانه برقرار نميكند كانالهاي ماهوارهاي را نگاه ميكند و به همين ترتيب مسائل ديگر. نكته ديگر وجود اين مشكلات به خاطر التقاطي است كه وجود دارد كه رك و راست بايد تكليف خود را در اين حوزه مشخص كنيم اگر ما واقعا پيرو مكتب اميرالمومنين هستيم پاي آن تا آخر خط بايستيم. اميرالمومنين گفت اگر اين مال را دختر من از بيتالمال امانت نگرفته بود و قيد امانت نشده بود با او برخورد جدي ميكردم. من كسي را نام نميبرم ولي ميگويم اگر قوه قضائيه به نتيجه رسيد كه آقايي از مسئولان خطا كرده همان روز اول بايد اعلام ميكرد و لاپوشاني و ملاحظه و تعارف نبايد ميشد.
اختلافي كه من با برخي دوستان دارم اين است كه دوستان ما چون در فضاي خودشان هستند و فقط در محافل خاصي رفت و آمد ميكنند با شنيدن اين حرف فرياد وااسفا سر ميدهند در حالي كه مردم همه را خلاف ميپندارند و اگر شما بگوئيد يك نفر مثلا دزد است بقيه تبرئه ميشوند.
در روايت هست كه ميگويند امام حسن در راهي ميرفت كه بسته شده بود امام از مركب و پياده شدند، وقتي راه را باز كردند گفت خدا رحمت كند كسي را كه راه مسلمين را باز كند. ما الان انتظار نداريم مسئولين ما اين طور عمل كنند ولي امام زمان به نائب خود فرمودند كه محل نشستن خود را در دهليز قرار بده تا همه دستشان به شما برسد.
مشكل از جايي شروع ميشود كه مسئول كانالهاي ارتباطي خاصي پيدا ميكند و اين مشكل هم در سران فتنه هستند و هم در سران ضد فتنه . من نميگويد كه مسئولين سوار اتوبوس شوند اما بايد به كساني كه سوار اتوبوس ميشوند اعتماد كنند.
* التقاط مشكلي اصلي برخي مسئولين است
يك جهت مشكل ما آن التقاط موجود است كه يك غرب گرايي و اسلامگرايي را ميخواهد با يكديگر ادغام كند كه نمونه آن وحدت حوزه و دانشگاه بوده كه نتيجه آن شد بينظمي حوزه و سطحي بودن دانشگاهها. ما الان سيئات نسخههاي غربي را گرفتيم با ناكارآمديهاي خودمان جمع كرديم اسمش را گذاشتيم اسلامي. اگر اسلامي است مردم بايد چنان اعتمادي كنند كه اگر يكي از مسئولين جمهوري اسلامي حرفي زد عالم جمع شد نتواند آن را تكذيب كند؛ اين اعتماد الان كجا وجود دارد؟ در همين قضاياي اخير مثل كهريزك چه كسي قانع شده است؟ هنوز هم بچههاي متدين و حزباللهي قانع نيستند؟ براي اين كه آن كسي كه مقصر بود در يك حصار امنيتي قرار دارد و هيچ كس هم نميتواند متعرض او شود. چرا بايد در فضايي قرار بگيريم كه به صرف گفتن امام خامنهاي كاغذ روزنامه را بدهند؟
فارس: شما خودتان چرا در همشهري محله اين كار را نكرديد و نقاط تاريك را به مديران گوشزد نكرديد؟
زائري: من يك سؤال از شما ميپرسم. اگر من چنين روحيهاي داشتم و ميخواستم مراعات مديران شهرداري را بكنم الان نبايد سردبير همشهري و حتي بالاتر باشم؟ چرا من از همشهري بيرون آمدم؟ من نميخواهم از خودم دفاع كنم چون من هم تقصيرات زيادي دارم. من اولا يك جزئي هستم از يك مجموعه بزرگ. اتفاقا يكي از مشكلات ما در همشهري محله اين بود كه با شهرداري مشكل داشتيم و آنها را نقد مي كرديم و به مسائل مختلف در شهرداري و مديران آن پرداختيم.
فارس: از بحث اصلي منحرف نشويم؟
زائري: قدم دوم به نظر من اين است كه اين مجموعههاي كلي با يكديگر ديده شود يعني عملكرد نيروي انتظامي روي صدا و سيما اثر دارد، صدا و سيما بر آموزش و پرورش تاثير ميگذارد و همينطور بخشهاي ديگر.
اين به اين معني نيست كه ما بگوييم پس تا كسي تكان نخورد اتفاق خاصي نميافتد، نه خير هر كسي بايد از هر جايي كه هست بايد حركت كنند. منتهي اين كه ميگويم اين مجموعهها با هم معني ميدهد اين است كه مثلا آموزش و پرورش زماني ميتواند درست عمل كند كه ما يا به نسخه غربي عمل كنيم يا نسخه اسلامي. شما به من بگوييد نسخه اسلامي در آموزش و پرورش چيست؟ من يك وقتي دغدغه خودم بود كه بين اين رويكردهاي مختلفي كه در مطالعات آموزش و پرورش هست اسلام ديدگاهش دانشآموز محوري است يا مدرسه محوري يا معلم محوري؟ استنباط من از رواياتي كه ديدم اين بود كه اسلام نگاهش كاملا معلممحور است. معلم اگر صبح كه ميخواست به مدرسه برود نور ايمان در وجود او مشخص باشد اين دانشآموز تربيت ميشود. آيا وقتي اين امكانات براي معلم فراهم نباشد شما ميتوانيد از او توقع تربيت داشته باشيد، من بعضي وقتها بعنوان روحاني از خود ميپرسم كه ما در روايات داريم كه وقت خودمان را سه قسمت كنيم يك بخشي براي فراگيري دين، آيا من ميتوانم به عنوان آخوند مسجد محل به كسي كه روزي سه شيفت مجبور است كار كند و ساعت 10 شب خسته و كوفته به منزل ميآيد به او بگويم بيايد مسجد تا براي تو حديث بخوانم. اينها با هم معني ميدهد من نميتوانم به طرفه نگاه كنم.
آن وقتي معني ميدهد كه مجموع عوامل از جمله ترويج فرهنگ قناعت گرفته تا عدم تمركز همه سازمانها و امكانات در تهران تا عدم ترويج مصرفگرايي و تجمل توسط صدا و سيما با هم يكپارچه عمل كنند تا يك كارمند ساده بتواند با روزي هشت ساعت كار حداقلهايي براي زندگياش فراهم كند وقتي آمد خانه آرامش را در خانواده ميبيند و آن وقت خيلي از مسائل معني ميدهد.
* در حوزههاي فرهنگي افراد دردمند و عميق و مومن داريم اما..
فارس: حالا ما بايد تا كي معطل بمانيم كه امور فرهنگي مملكت از حالت جزيرهآي در بيايد و يكپارچه عمل كند؟ اصلا چشماندازي داريد براي اين مسائل؟
زائري: شما ممكن است از من احتمالا انتظار داريد يا يك چيزي همين طوري بگويم يا اين كه جواب نداشتم كه بگوئيد جواب نداشت. من معتقدم اين سؤال آن قدر سخت هست كه جوابش هم همان قدر سخت است، اين سؤال همان قدر زمان ميبرد كه جوابش هم زمان ميبرد.
شما از من ميپرسيد راهكار چيست؟ من ميگويم از همون جمله كه ميگويد "هدايت و صلاح از جايي راه پيدا ميكند كه گمراهي و مشكل درست شده است " من مي گويم اولين قدم اين است كه در تصميمگيريها و كارشناسيها افراد خبره و كارشناس نظر بدهند نه افراد سطحي و بيسواد، البته افراد كارشناس مسلمان و معتقد به مباني اسلامي. ما هميشه يك مشكل داريم و من حتي نسبت به هم لباسهاي خودم اين انتقاد را داشتم كه گاهي متاسفانه از درب دروازه رد نميشويم اما از سوراخ سوزن عبور ميكنيم. آقاي روحاني وارسته رئيس اداره مربوطه است. از درب ورود فردي جوان، متدين و بسيجي كه وارد ميشود با همه ظواهر مذهبي آقا محل او نمي گذارد، نفر بعدي فردي مهندس كه خارج درس خوانده است با كت و شلوار و صورت سه تيغه اين فرد جلوي اين آدم بلند ميشود. منظورم اين است كه پذيرش بيشتري از سوي اين فرد براي اين شخص مثلا روحاني وجود دارد تا حرف بچه مسلمانها. من فرمايش شما را تاييد ميكنم. من اسم نميبرم در حاليكه اسامي متعددي در اختيار دارم. هستند كارشناسان خبره كه ميفهمند مسائل را.
در حوزههاي فرهنگي انصافا و خدا وكيلي آدمهاي سالم، فهميده، باسواد، دردمند و عميق ما نداريم؟ در حالي كه بسيار زياد داريم. چرا هيچ كدام در موقعيت قرار نميگيرند به دليل اين كه اين آدمها در قالب نميآيند. من سؤال ميكنم خدا رحمت كند روح شهيد آويني را اگر ايشان الان زنده بود تو قالب ميگنجيد؟ و چون در قالب نميگنجيد ميگفتند "چون با ما نيستي پس بر مايي "
فارس: چه بايد كرد؟
زائري: امروز به يك دوستي ميگفتم هر ايرادي كه شما به دولت احمدينژاد داريد به دولتهاي قبلي بدتر از اين وارد است. گفتم اصلا من از احمدينژاد دفاع نميكنم و البته بيشتر از همه هم به او انتقاد دارم ولي بعضي مشكلات، مشكلات ثابت و ريشهاي ماست. گاهي هم اصلا به ريشه شرقي ما بر ميگردد. گفتم شما ميگوئيد اين دولت معاون وزير و مديركل بركنار كرده؟ من ميگويم در دولت خاتمي تا آبدارچي اداره را هم حذف ميكردند. شما ميگوئيد چكار كنيم اين مسائل حل ميشود؟ من ميگويم اين مشكلات براي الان است يا دو سال پيش؟ من ميگويم اين مشكلات بعضا سي سال است كه وجود دارد. من يك سؤال دارم؟ شما ملاقات هاي آقا با نخبگان فرهنگي را مرور كنيد! اين افراد يا در طراز كارشناسان شوراي عالي انقلاب فرهنگي و يا طلبهها و فضلاي قم كه در مسائل نهضت آزاد انديشي بودند. شما اين افراد را ببينيد كجا هستند و چه ميكنند؟ هيچ كدام از اين افراد در قالبهاي مرسوم نيستند چون اين كه طرف مجيز نميگويد و تسليم نميشود.
فارس: اين افراد ميروند خدمت رهبري و حداكثرها را مطرح ميكنند ولي وقتي اين طرحها ميآيد در بدنه ميبيني هيچ اتفاقي نميافتد؟
زائري: براي اين كه كسي كه كار را انجام ميدهد براساس اين موارد جلو نميرود، تازه كار هم در دست اينها نيست. شما ميگوييد ما توقع نداريم آقاي دكتر فلاني معاون وزير شود؟ خب حرفي نيست و قرار هم اين نيست ولي افرادي كه معاون وزير ميشود نبايد براساس كارشناسي حرف بزند يا سبك و سنگين كند!
* بايد بر اساس اصول و مباني حركت كنيم
فارس: شما ببينيد مثلا الان رئيس حوزه هنري كه عوض شده ممكن است به يكي از بخشهاي اقتصادي يا جاهاي ديگر برود؟ گويا اين يك رويه عادي در همه جا هست. براي حل آن به نظر بايد بنيان فرهنگ مملكت را زير رو كرد؟
زائري: من ميگويم يك سري اصول و مباني و قوائدي بايد بنيان گذاشته شود و براساس همانها جلو برويم. بعد از انقلاب يك فضاي فرهنگي در كشور بوجود آمد كه به تعبير شهيد بهشتي انقلاب ارزشها بود، آن فضايي كه همه افراد تواضع داشتند و در آن فضا كسي نام آقا را براي خود نميپسنديد. خروجي آن حال و هوا بعد از انقلاب شد جنگ تحميلي و دفاع مقدس، آن فضاي تربيتي خروجي مناسب خودش را دارد و در اين فضايي كه الان ما قرار داريم آن آقايي كه ممكن بود به من آقا نگوئيد الان اگر من در نامهام بنويسم آقاي فلاني ميگويد مهندسش را جا انداختي.
نميدانم اين را منتشر مي كنيد يا نه! يكي از بزرگترين افرادي كه داعيه ولايتمداري دارد و گوش فلك را كر كرده خبرنگار ما چند سال پيش رفت خدمت ايشان. وقتي رفته بود بيرون به خبرنگار گفته بود آيتالله آن يادت نرود. اين فضا هم خروجي خودش را دارد. اين كه مقام معظم رهبري اين قدر تاكيد ميكنند و به تاريخ اسلام كد و نشانه ميدهند خب يك مقدري مطالعه ميخواهد براي شنوندگان. فضاي دوران پيامبر يك خروجي ميدهد و فضاي خلفاي راشدين هم يك خروجي ديگر.
* بايد باور كنيم در حوزههاي فرهنگي كشته و جانباز داريم
فارس: با اين فضا بايد همه را بريزيم پايين ديگر؟
زائري: من اتفاقا با اين كه همه رو بريزيم پائين موافق نيستم و معتقدم نبايد حذفي برخورد كنيم. من يك سئوال دارم؟ چطور موقعي كه بحثهاي سياسي ميشود همه شماها در يك جبهه قرار مي گيريد و من هم در يك جبهه ديگر. چطور اين مسئله را در حوزههاي فرهنگي قبول نداريم. من اتفاقا ميگويم بايد در حوزههاي فرهنگي قاطعانه برخورد كرد و سئوالم اين است مگر ما نميگوييم جبهه فرهنگي. از خيلي از دوستان پرسيدم كه خيليها آن را جواب ندادند. مگر نميگوييم جبهه فرهنگي، رزم فرهنگي و خاكريز فرهنگي، مگر جنگ نرم نيست؟ آيا در جنگ ما كشته و جانباز نميدهيم؟ آيا وقتي طرف كشته يا جانباز شد نميفرستيم او را به عقب جبهه؟ چرا در جبهه فرهنگي حاضر نيستيم اين مسائل را قبول كنيم. طرف را بيست سال از يك مسند تكان نميدهيم. چطور در يك جبهه فرهنگي طرف نابود ميشود؟ موقعيتش را كه از دست داد يعني نابود شده است.
فارس: اين حرفهاي شما مورد تاييد ما هم هست، مثلا مدير كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، ايشان سي سال مدير عامل كانون بود و توي اين سي سال چه خروجي براي بچه مسلمانها تربيت كرده است؟ بيايد توضيح دهد. تا حرف ميزنيم ميگويند وابستگي به فلان دارد. واقعا اين حلقه به قدري تنگ شده است كه ديگر نميشود حرف زد.
زائري: من نميخواهم مصداقي وارد قضايا شويم چون برخي از اين مصاديق انصافا جزو بهترينها هستند. اگر بخواهيم ليست كنيم برخي از اين مصاديق كساني هستند كه كمترين مشكل را دارند و بايد آنها را حفظ كرد. اتفاقا كساني كه مشكل دارند زودتر از ذهن ميروند كنار، به اين جهت من به مصداق كار ندارم. من ميگويم حتي اگر زائري روزي در جبهه فرهنگي شهيد شد و كارايي و موقعيت و اعتبار اجتماعي خود را از دست داد اين ديگر نميتواند به رهبري خدمت كند و بايد كنار گذاشته شود الان همه از رهبر دارند هزينه ميكنند من سالها اين حرف سينهام را ميسوزاند. ميگويم آقا مثل بالوني است كه امثال ما كيسه شنها او را پائين ميكشيم.
من ميگويد اگر نظام ميخواهد كسي را به سمتي منصوب كند بايد از ماهها پيش روي او كار كند و برنامهريزي داشته باشد تا مردم حرف او را بدون شك و ترديد قبول كنند. البته يك مصداق خاص باعث نميشود كه در اين حرف تشكيك كنيم. ما يك وقتي ميبينيم يك گزينه خاص اين قدر قيمت دارد كه ميخواهيم او را حفظ كنيم، يك وقتهايي نظام ميخواهد سر موضوعي محكم بايستد اما زماني ميتوانيم سر يك نفر مكث كنيم كه سر ديگران مكت نكرده باشيم. اگر سر 490 نفر به قاعده عمل كرديم سر يك نفر خلاف قاعده ميشود عمل كرد. ولي اگر سر همه خلاف قاعده عمل كرديم مردم اعتمادشان را از دست ميدهند.
مشكلي كه الان داريم اين است كه همه چيز را به هر وسيله توجيه ميكنيم. در شهرستانها و مراكز استانها گاهي يك مدير جزء به صرف اينكه منسوب به امام جمعه و يا استاندار است مصونيت پيدا ميكند و به مقدرات امور مردم حكومت ميكند.
* بايد براي مسائل فرهنگي زحمت بكشيم
اگر ما ميخواهيم اصلاح فرهنگي صورت بدهيم به هر ميزان كه توقع نتيجه داريم بايد زحمت بكشيم. مشكلي كه الان ما داريم است كه دوستان در مسئله پزشكي كه وارد ميشوند اين منطق و قاعده طبيعي نظام خلقت را ميپذيرند كه اگر طرف سرطان دارد عمل جراحي هم ميخواهد و الا اگر در حد سرماخوردگي بود با قرص خوب ميشود اما وقتي پاي مسائل فرهنگي به ميان ميآيد قبول نميكنند و توقع دارند يك سرطان بزرگ فرهنگي را با يك قرص درمان كنند كه جواب نميدهد. سالها پيش يكي به من گفت شما ميگوييد بايد انقلاب شود كه گفتم بله بايد انقلاب شود براي حفظ انقلاب بزرگي كه اين قدر قيمت دارد.
* اعتقاد به يك جراحي بزرگ در حوزههاي فرهنگي
من به يك جراحي بزرگ در حوزه فرهنگي عقيده دارم، اما مشكل افرادي هستيد كه اين حرفها را قبول نميكنند چون حجم قضيه را اين قدر بزرگ نميبينند، من البته به آنها حق ميدهم خيلي ها به من ميگويند شما احساساتي هستي كه البته حق دارند چون چيزي را كه من ميبينم او نميبيند. من در متن قصد و جامعه زندگي ميكنم و با همه اقشار هم رفت و آمد دارم. من به عنوان كسي كه در اين فضاي فرهنگي نفس ميكشم چيزهاي ميفهمم ولي كسي كه از بالا نگاه ميكند آن را نميفهمد.
راه حل اين است كه ما براساس آمار و اطلاعات واقعي حكم صادر كنيم نه براساس توهمات. مشكلي كه متاسفانه ما داريم اين است كه يكي ميرود در نمازجمعه به صرف اينكه همه مذهبي هستند ميگويد همه چيز خوبه و روبه راه است. آن يكي ديگر ميرود پاساژ گلستان شهرك غرب ميگويد واويلا و صفر رصدي نگاه ميكنند. من ميگويم اتفاقا هر دو اشتباه ميكنند اگر آمار را بر مبناي واقعيت قبول كرديم و بر اساس آن عمل كرديم ديگر كسي نميتواند بي خود و بي جهت عمل كند.
فارس: به نظر ميرسد متولي براي مسئله فرهنگي در كشور وجود ندارد؟
زائري: اتفاق به نظر من متولي داريم. نهادهاي فرهنگي چه در دولت و چه غيردولت در يكي دو جا با يكديگر برخورد دارند. رهبري بارها تأكيد كردند كه شوراي انقلاب فرهنگي متصدي سياستگذاري كلان فرهنگي است و بقيه بايد اجرا كنند. اميدوارم اين طور باشد، فقط سؤال ميكنم؟ آيا شوراي انقلاب فرهنگي جديدترين آمارهاي واقعي موجود را دارد، اگر دارد كه هيچ ولي اگر ندارد معلوم ميشود اينجا يك خلاء وجود دارد و بايد درست شود. معلوم ميشود يا دستگاههاي اجرايي حرف گوش نميكنند و يا اصلاً اينها حجم واقعيت را درست نميبينند.
متأسفانه مشكلي هم كه هست اين است كه افراد با پيش فرض واردكارهاي فرهنگي ميشوند، يعني آقاي فلاني از سالها پيش در سازماني كه بوده يك ذهنيتي براي او شكل گرفته و به اين نتيجه رسيده كه مثلاً تمام مشكلات فرهنگي در عدم توجه به خانواده است. اين با همان ذهنيت و پيش فرض شده رئيس يك سازمان كلان فرهنگي و با همان پيش فرض جلو ميرود. اين غلط است كسي ميخواهد سياستگذاري فرهنگي كند اين بايد دو محور اساسي را رعايت كند.
اطلاعات دقيق از واقعيت؛ اگر مردم 40 درصد از ماهواره استفاده ميكنند اگر گفتيم 20 درصد خيانت است 60 درصد هم گفتيم خيانت است. بايد حجم واقعيت را آن طور كه هست ببينند و براي آن تدبير كند. براي تدبير هم بايد از كارشناس خبره استفاده كند. ما الان در حوزههاي فرهنگي آدمي داريم كه اگر اين آدم را به عنوان دربان ساختمان ميگذاشتند شايد من باورم نميشد. اين آدم شده متصدي يكي از مهمترين حوزههاي فرهنگي كشور. كسي ميآيد با اين فرد كار ميكند كه از او پائين تر است و مجيز او را ميگويد.
فارس: با اين مسائلي كه شما ميگويد اميدي وجود ندارد؟
زائري: من اميدوارم بر عكس شما. من فكر ميكنم كه تنها راه حل همه مشكلات من جمله مشكلات حوزه فرهنگي اين است كه همه ياي عمل به حرف رهبري بايستند.
وقتي ما يك عده هنرپيشه را ميبريم خدمت آقا داريم به جايگاه و شأن ولايت فقيه و شخص رهبري، به خبرگي ايشان در حوزه فرهنگ توهين ميكنيم من با اصل اين حضور مخالفم. آقا به عنوان رهبر نظام در واقع اشارات ايشان بايد بشود محور و معيار. منتها چه كساني بايد تأويل كنند، كساني كه اين اشارات را ميفهمند. همه ادعاي فهميدن ميكنند و براي اين كه بفهمي چه كسي راست ميگويد و چه كسي دروغ، بايد به مبنا و محور رجوع كنيم. چطور كساني كه ادعاي پيغمبري ميكردند مبناي صحت ادعايش داشتن معجزه بود. اگر كسي ادعا ميكند اولين سؤالي كه ميپرسيم اين است كه كارهايي كه تا به حال كردي كجاست؟ كجا بودي و چه كردي؟ مشكل دقيقا جايي است كه طرف جاي خالي توان و لياقت خودش را با چيزهايي ديگر پر ميكند. اگر نشريهداري چقدر فروش داشته و مردم چه قدر ميخريدند و يا جريانساز بوده است.
درحوزههاي فرهنگي هم همين طور است شما نهاد را تحويل گرفتي و بودجه هم به تو دادند و مخاطب هم داشتي بعد از 5 سال چه كار كردي؟ در اينجا آمار ملاك نيست كاملا بايد به محك زد عملكرد او را چون آمار را ميسازد.
فارس: شما برنامههايي مثل «نگاه يك» را ببينيد. طرف هرچقدر هم بگويي زيربار نميرود؟
زائري: مشكل اين برنامه به خاطر اين است كه يك طرفه ميرود. اگر نگاه اين برنامه نگاه يك شبكه خصوصي بود و از هيچ كسي هم نمي ترسيد و با دشمنان طرف مصاحبه ميكرد و آمار مخالفش را هم رو ميكرد؟ آيا طرف ميتوانست يك طرفه دفاع كند؟
فارس: اخيرا باب اين برنامهها زياد شده است و هيچ كس زير بار حرف منتقد نميرود؟ ملاكي هم وجود ندارد كه به طرف بگويي شما اشتباه ميكني؟
زائري: من يك سؤال ميكنم. آخرش ما فرض ميكنيم كه در تأويلها دچار تعارض شديم و در ادعا دچار تعارض مي شويم. در نظام غربي طرف افشاگري ميكند فشار ميآورد و تكليف معلوم ميشود. در نظام اسلامي در بدترين حالت دچار تعارض ميشود چه كسي بايد تصميم بگيرد. رهبري تصميم ميگيرد اما متأسفانه خيليها گوش نميكنند. قصه آن بزرگوار در پاسخ به نامه رهبري چند روز طول كشيد؟ و همينطور موارد ديگري هست كه رهبري صراحتا گفتند اين قضيه حل شود؟ بعد از گذشت ماهها هر كس گردن ديگري ميگذارد؟ تازه اين موارد مصداقي است.
من شأن آقا را بالاتر از اين حرفها ميدانم من اينكه هنرپيشه بياورند جلوي رهبري بنشانند و يا مسائل ديگر را به آقا وصل كنند پايين آوردن جايگاه ايشان ميدانم. با اين حال همان مورادي را كه اين كار را كرديم و به اينجا رسانيدم كسي متأسفانه به نداي رهبري توجه نميكند در حالي كه سينه ميزنند كه ذوب در ولايتيم و ادعايا ولايتمداريشان گوش فلك را پر ميكند. اما موقع كار كه ميرسد همه كنار ميكشند.
اين مسائل را بايد با اين شرايط حساس بسنجيم و واقعيت را ببينيم.
همه كساني كه رهبر انقلاب را مي شناسند در اين اتفاق نظر دارند كه از جهت شخصيتي ايشان بسيار مقتدر است و اگر بخواهد پاي قصهاي بايستد مثل قضاياي سياسي اخير كاملا محكم و استوار است و در عالم كسي جلودار ايشان نيست كه به تشخيص الهي خودشان عمل نكند؛ ولو اينكه افراد ديگري به اين عمل ايشان انتقاد كنند. پس نميتوان گفت الان كه آقا دخالت نميكنند كوتاه آمده است. بحث سر اين است كه آقا الان در يك شرايطي قرار دارد كه اگر به اين موضوع هم مشغول شود اصل كار از دست ميرود، گاهي اوقات آقا در يك شرايطي قرار ميدهد كه ماحصل عملكرد ماست كه نبايد ايشان را در اين شرايط قرار بدهيم.
من يك مثال ميزنم، ما امام و تاريخ انقلاب، از 15 خرداد 42 تا 15 خرداد 68 به صورت كميك استريپ توليد كرديم. داستان وقتي تمام شد. برديم پيش مؤسسهاي كه قرار بوده آن را منتشر كند. ديالوگ دقيقا اين است: "اگر آقا تأييد كنند من اين كتاب را چاپ ميكنم. " عين عبارت است. به نظرم اين توهين به آقاست، من ميگويم مرد حسابي آقا تو را- با واسطه- گذاشته است كه آنقدر شعور داشته باشي و از كليات فرمايشات ايشان تشخيص بدهي مصداق آن يعني چه؟ مثلا وقتي مي گويند اصلاح الگوي مصرف فرض بر اين بوده كه تو مسئول اين جمله را ميفهمي يعني چه؟ يك نمونه بالاتر بعد از آن يك كميك استريپ كار كرديم با موضوع ديني و مذهبي و اجتماعي. من عقيده داشتم و دارم كه حجاب يعني كنتراست، يعني محرم و نامحرم. يعني در خانه نه و در بيرون آره و اگر اين را جا انداختيم حجاب را جا انداختيم. علت اينكه يك عدهاي از خانوادههاي غيرمذهبي اين را نميفهمند اين است چون فضا مذهبي نيست. آمديم در اين كميك استريپها آنجا كه خانم و دختر خانواده در خانه هستند روسري ندارند ولي وقتي در بالكن خانه ميخواهند بروند روسري و چادر دارند. اين به نظر مشكل دارد و آيا چيزي غير از روح حجاب است؟ پاي چاپ كه رسيد طرف ميگويد «دفتر رهبري را يك جوري راضي كنيد؟» اين قصه قابل حل است اما باور آن در ميان افراد نيست!
شما فيلم طلا و مس را نگاه كنيد؛ اگر فهم و عقل داشته باشي مي فهمي كه اين فيلم در خدمت منافع روحانيت است. حتما آقا بايد يك چيزي درباره اين فيلم بگويند كه نظر برخي درباره آن عوض شود. من به دوستان گفتم كساني كه عمدتا اين مواضع را ميگيرند در طول عمرشان يك كتاب چاپ نكردند يك مجله يا خير با بالعكس توليد نكردند و به نظر من چنين فردي چه حقي دارد صحبت ميكند. طرف در عمرش جز منبر رفتن و سخنراني كار ديگري نكرده است كارنامه عملش فقط حرف زدن است در حالي كه اصلا حق ندارد حرف بزند. يك بزرگواري رسما خودش ميگفت من روزنامه نميخوانم و وقتم را تلف نميكنم.
اين حرف را اگر يك آقايي بزند كه تارك دنيا است قابل قبول است ولي كسي اين حرف را كسي مي زند كه مسئوليت دارد و با حركاتش تأثيرگذار است. يعني مثلا تصميم ميگيرند براي مقابله با تلويزيون هاي ماهوارهاي چه كنند؟ اين آقايي كه خودش اعتراف ميكند به عدم آگاهياش، رأي مي دهد و حرفش هم نافذ است. اين خيانت است، اينكه من ميگويم راه حل رجوع به سخنان آقا است شعار نميدهم و حتي اگر فرمايش آقا منجر به اين شود كه من لطمه ببينم ولي احساس ميكنم كه حداقل يك قاعدهاي عقلاني به منطقي و اسلامي وجود دارد يا حضور كسي كه در فهم فرهنگي ايشان كسي شك ندارد.
* در حوزه فرهنگي به امثال باكريها و همتها احتياج داريم
ما در جنگ فرهنگي و جبهه فرهنگيمان با يك صحنه و فضاي مواجهيم كه يك فرمانده عملياتي در قرارگاه صبح تا حالا نخوابيده گوشي دستش است تا رمز عمليات را بگويد، از آن طرف در خط مقدم هم يك عده جوان بسيجي رزمنده فداكار حاضرند، اين وسط خط قطع است فرمانده مياني گمشده است يا خواب است. شما ببينيد انصافا جوانهاي بسيجي طلبه ما حاضرند از جانشان بگذرند اگر بدانند چيزي صلاح نظام است ولي الان ما در حوزه فرهنگي امثال باكري ها و همت ها را نداريم لذا آقا حرص ميخورند و حرف ميزنند و وقتي قرار است عمليات شود اتفاقي نميافتد و هر كسي كار خودش را ميكند. شما ميگوييد ما آدم نداريم در حالي كه من معتقدم آدم هم داريم براي اين عرصه، فرماندهان لايق هم داريم. تجربه هم نشان داده كه هر موقع كار را به آن فرد لايق سپرديد درست انجام شده حتي در حوزه فرهنگ، منتها اگر تنگنظري و سطحيگرايي پيش بيايد از آن افراد استفاده نميشود.
* تجربه فرهنگي حزبالله لبنان و رويارويي با مشكلات بزرگ
فارس: با تشكر. مقداري از اين فضا بيرون بياييم. اگر ميشود يك توصيفي از فضاي فرهنگي لبنان داشته باشيد؟ خود شما چه شد لبنان رفتيد؟
زائري: فضاي فرهنگي و اجتماعي لبنان به دليل بافتي كه از جهت تنوع طوايف و مذاهب وجود دارد فضاي در واقع آزادي است كه توازن قوا را هر كدام از اين عناصر خودشان تعيين ميكنند. من يادم است كه در مصاحبه با نصرالله با يك انگيزهاي رفتم به ايشان بگويم شما چه ميديديد كه اين تلويزيون المنار را تأسيس كرديد؟ ايشان گفتند همه داشتند ما هم مجبور بوديم داشته باشيم. در فضايي كه دشمن شما اسلحه دستش است شما هم بايد اسلحه دستت باشد. يكي از مشكلاتي كه ما داريم اين است كه وقتي در اكثريت نيستيم در توهم اكثريت به سر ميبريم.
در لبنان با توجه اين كه همه گروهها حضور دادند شما نمي تواني بگويي همين است كه من ميگويم و همه هم بگويند چشم . طبيعتا طرف مجبور است به شكل طبيعي و منطقي آن معادلات را رعايت كند لذا شما نگاه ميكنيد يكي از چيزهايي كه خيلي قابل تأمل است تجربه فرهنگي حزبالله لبنان به طور خاص است. همه مؤسسات و نهادهاي فرهنگي كه دارند كار ميكنند، هم رويكردهايي كه دارند و هم الگوهايي كه براي كارشان استفاده ميكنند جالب توجه است. نمونه آن به طور خاص موسيقي و سرودهاي انقلابي است كه دارند كه بخشي از آن به خاطر شرايط موقعيت جغرافيايي است. يكي از دوستان پرسيد كه اوضاع فرهنگي لبنان چطور است؟ گفتم آنها مسألشان كوچك نيست چون يك دشمن خيلي بزرگي بصورت آشكار جلويشان ايستاده است و به اين دليل طرف فرصت ندارد به آستين كوتاه نفر بغلدستي خود گير بدهد اصلا مسئله آنها كوچك نيست. اما ما چون الان دشمن بزرگ جلويمان نيست به خودمان گير ميدهيم. البته بخشي از قضايا واقعا به عملكرد و تدبير حزب الله و در دوره اخير به صورت خاص به سيد حسن نصرالله باز ميگردد و در واقع اين فضل و فضيلت ايشان به رهبر معظم انقلاب برميگردد.
از طرف ديگر در واقع روح و حقيقتي كه در پيام انقلاب و مكتب اهل بيت نهفته است در لبنان مشاهده ميشود و البته نميشود اين را فراموش كرد كه با همه اين اوضاع و احوال، اين اختلافات مذهبي گاهي باعث ميشود كه يكسري حقايق ناديده گرفته شود. يعني گاهي مسائل حزبالله لبنان در داخل كشور طوري بازگو ميشود كه كانه حزبالله قدرت مطلق است در لبنان و همه چيز دست آنهاست.
به دليل اين كه ما برخي مسائل را در ايران يك طرفه بيان ميكنيم. در اين قصه ما لبنان و حزب الله را جوري تصوير كرديم كه كانه يك قدرت مطلقه در لبنان است. در حالي كه هستند در لبنان كساني كه به خاطر بافت خاص لبنان با آنها دشمني ميكنند. اين يك واقعيتي است كه بايد مطرح شود و هر چه بهتر مطرح شود آن وقت قيمت حزبالله بيشتر ميشود.
فارس: پارامترهاي فرهنگي كه حزبالله رعايت ميكند را اگر ممكن است يك توضيحي بدهيد؟
زائري: اگر ما آن فضا را درست ترسيم كنيم شما ميبينيد كه اين شاعر مسيحي كه براي امام حسين شعر گفته در چه فضايي شعر گفته و در آن فضاي طائفهاي و خاص مذهبي اسم نصرالله را بردن توسط اين شاعر مسيحي يك ارزش ديگري پيدا ميكند.
يكي از ويژگيهاي فضاي لبنان اين است كه چون آن جا لازم نيست كسي چيزي را پنهان كند و لازم نيست به چيزي تظاهر كنند همه چيز خيلي آشكار است . آقاي نصرالله برادر خودش در جنبش امل است و جزء موثرترين آن است. در لبنان اين طوري است و در آن فضا وزن و قدرت شما معلوم است. به نسبت اگر بخواهيم با ايران مقايسه كنيم مسائل آشكارتر است كه اين قضيه در حوزه فرهنگ خيلي تعيينكننده است. مشكلات فرهنگي شيعه و حزبالله كم نيست يعني در داخل جامعه شيعي مشكلات فرهنگي و اجتماعي به دليل عقبه تاريخي آنها زياد است ولي چون اين موقعيتها و توانمنديها و پيشرفتها خودش را علني نشان ميدهد طبيعتا سياستگذاري و تدبير اين مسائل هم بر همين موارد است.
شما نگاه كنيد برخوردهايي را كه در ايران با فضلالله ميشد تا برخوردي كه حزبالله با ايشان داشت در حالي كه حزبالله به شدت از ايران متأثر بود اما در مواجهه با آن مصداق كاملا مشخص بومي عمل ميكردند و كاملا قصه متفاوت بود و همين باعث شده بود آقاي فضلالله بعنوان بزرگترين مدافع حزبالله به شمار ميرفت و حزبالله هم جريان علاقمندان به فضل الله را حفظ كرده بود و نگه دارد.
فارس:درباره ديدار با شاعران و نويسندگان مسيحي لبناني هم اگر نكتهاي هست بفرماييد؟
زائري: بخشي از آن به خاطر علاقه شخصي بود، بخشي هم به طور خاص به موضوع مورد مطالعه باز ميگشت كه روابط اسلام و مسيحيت بود و در اين حوزه خاص شعرا و نويسندگان مسيحي و ادباي انها كه درباره اسلام و شخصيتهاي شيعي و ائمه اهل بيت كار كرده بودند بخشي از آن منجر به انتشار كتاب "پدر، سير و روح القدس " شده بود.
متأسفانه در قصههاي فرهنگي همانقدر كه ما در ايران لبنان را نميشناسيم و با يك تابلوي سياسي با آن روبرو هستيم در لبنان هم ايران معمولا با چهره سياسي شناخته شده. البته رايزني فرهنگي در دورههاي مختلف آن خيلي فعال بوده است منتها اين فعاليت متأسفانه با اين حجم نياز تطابق ندارد. متأسفانه مشكلي كه در سازمان فرهنگي و ارتباطات داريم اين است كه حجم اختصاص بودجه به تناسب نياز نيست يعني ممكن است در كشوري كه اصلا ظرفيت انتقال پيام نيست همان مقدار بودجه تصويب ميشود كه به لبنان داده ميشود. ما در لبنان هر ريالي كه خرج كنيم دو ريال كاسب هستيم و باز خورد آن خيلي بالاست در حاليكه شايد ما در هيچ جاي دنيا به اندازه لبنان ظرفيت نداشته باشيم حتي ميان مسيحيان و اهل سنت لبنان چرا كه جنس آنها با كشورهاي ديگر متفاوت است.
مثلا ما در لبنان شاعر داريم كه براي همه سورههاي قران شعر گفته است و يا مثلا شاعر داريم كه يكي از تلاوتهاي قرآن را به زبان شعر تحليل كرده است. اديب مسيحي خيلي بزرگ هست در لبنان به اسم مارون عبدو اسم بچهاش را گذاشته محمد. ميگويد يكبار بچهام مريض شد شروع به مناجات كردم با پيامبر كه وسط اين همه مسيحي اسم يكي از آنها محمد است، آيا ميشود اين شفا پيدا نكند؟ كه ميگويد بچه من خوب است.
منبع : خبرگزاري فارس