سيد روح الله انوري در يادداشتي كه در وبلاگ خود منتشر كرده پيرامون روشهاي برخورد با دشمن و دشمني دشمنان آورده است :
يكم) دشمن شناسي:
هر فرد يا مجموعهاي براي رسيدن به كمال، مشكلات و موانعي برسر راه خويش دارد. حال اين مشكلات و موانع يا به واسطه ضعف و يا نقصان دروني از جانب خود اوست يا اينكه از جانب عوامل بيروني است. آنچه كه بهعنوان «دشمن» ميشناسيم در واقع همان مشكلات و موانعي است كه ما را از رسيدن به هدف نهاييمان يعني كمال باز ميدارد. بنابر اين پيروزي بر دشمن هدف نيست، بلكه برداشتن مانع رسيدن به هدف است. بهعنوان مثال فردي قصد دارد براي رهايي از دست حاكمي ستمگر و فراهم كردن زندگي بهتر، به سرزمين حاكم دادگستر مهاجرت كند. دشمناني كه او را در مسير مبدا تا مقصد تهديد ميكند، تنها حاكم ستمگر و عمال او نيستند، بلكه ضعف و نقصان فرد مهاجر همانند ناتواني در طي مسير، كمبود آذوقه و... نيز بهعنوان دشمن دروني او را تهديد ميكنند. از اين رو براي فائق آمدن بر مشكلات و موانع رسيدن به هدف بهعنوان دشمنان، بايد در ابتدا آنها را شناخت. تا زماني كه دشمن خويش را نشناسيم نميتوانيم بر او چيره شويم و او را از سر راه برداريم.
دوم) تعريف دشمن و دشمني:
اصل دشمني اين است كه رابطه يك موجود ذيشعور، اعمّ از انسان يا جنّ يا شيطان، نسبت به ديگري طوري باشد در جهت نابودي يا ضرر رساندن به وي و يا حداقل بيتفاوتي در برابر ضرر رسيدن به او باشد.
در مقابل، دوستي آن است كه رابطه يك موجود ذيشعور نسبت به ديگري طوري باشد كه بخواهد منفعتي به او برساند و يا حداقل دوست نداشته باشد ضرري به او برسد.
دوست، خير دوستش را ميخواهد و علاقمند است كه به او خدمت كند و حتي مواظب است ضرري به او نرسد يا دشمني او را اذيت نكند. برخلاف دشمن كه خير دشمنش را نميخواهد و تلاش ميكند او را نابود كرده و يا ضرري به او برساند و براي اين منظور حاضر است با ديگر دشمنان همپيمان شود. (برگرفته از فرمايشات علامه مصباحيزدي در جمع گروهي از كارشناسان وزارت دفاع و فرماندهان سپاه 17/8/88)
بنابر اين، يك انسان ممكن است در برخي موارد دوست انسان ديگري باشد و در برخي موارد دشمن او و اين دوستي يا دشمني درجات مختلف دارد.
سوم) دشمن دروني:
دشمن دروني گاهي ممكن است در خانه و در كنار انسان باشد، مانند آنچه خداوند متعال در قرآن كريم ميفرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُم؛ اي كساني كه ايمان آوردهايد، بعضي از همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند، از اينها بپرهيزيد.»(تغابن 14)
اين به معناي آن است كه گاهي همسر و فرزندان هم در مجموعه موانع و مشكلات رسيدن به هدف قرار ميگيرند. دوستي بيش از حد آنان در برابر دوستي خداوند ممكن است انسان را به ورطه هلاكت بيفكند. مثلا مسئولي را فرض كنيد كه از روي محبت به خانوادهاش، بهجهت ايجاد رفاه بيشتر براي آنان به بيتالمال دستدرازي ميكند و يا در برابر خطاي آنان سكوت ميكند. پس در اين حالت، همسر و فرزندان به تعبير خداوند دشمنان انسان هستند.
گاهي نيز دشمن دروني نفس انسان است. همانگونه كه پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم ميفرمايد: «أَعْدَي عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْك؛ دشمنترين دشمنان تو نفس توست كه در درون تو جاي دارد.»(بحارالانوار، ج 65، ص 36)
بيماريهاي نفساني ميتوانند منشأ دشمني انسان باشند و او را از رسيدن به كمال بازدارند. اين موضوع در مورداجتماع نيز قابل تعميم است. بهعنوان مثال ضعفهاي دروني يك ملت، ميتواند به عنوان يك دشمن دروني در برابر آن مطرح باشد. امري كه دشمن بيروني نيز از آن استفاده خواهد كرد. بهعنوان مثال پديدههايي مانند «تنبلي اجتماعي» و «عدم خودباوري و اعتماد به نفس» از دشمنان دروني يك ملت هستند كه رهبر معظم انقلاب نيز در نخستين روز سال 1386 به مردم گوشزد كردند و حتي فرمودند: «دشمن دروني خطرناكتر است.» (اول فروردين 1386- مشهد مقدس) اين مطلب در قابل روايتي از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نيز تاكيد شده است: «كن للعدو المكاتم إشد حذرا منك للعدو المبارز؛ از دشمن پنهان بيشتر از دشمن آشكار برحذر باش»(غررالحكم, ص 233)
گاهي همين دشمنان دروني مانند بسياري از بيماريهاي نفساني از قبيل جاهطلبي، حسد و... منشا دشمنيهاي بيروني شده است. بسياري از دشمنيهايي كه حتي منجر به جنگها و خونريزيهاي گسترده شده است، در اثر يكي از همين عوامل نفساني بهوجود آمده است. چراكه از سوي طرف مقابل، هيچ قصد و غرض سوئي وجود نداشته است و دشمن در اثر جاهطلبي يا حسد، نسبت به او دشمني و تعرض كرده است.
چهارم) دشمن بيروني:
اصليترين دشمن بيروني انسان، همان شيطان است. خداوند متعال در قرآن كريم ميفرمايد: «انّ الشيطان لكم عدوٌ فاتخذوه عدّواً آگاه باشيد همانا شيطان دشمن شماست، پس شما هم او را دشمن خود بگيريد. تنها كار او اين است كه حزب خود را دعوت كند به اينكه همه اهل آتش شوند.»(فاطر 6) «انّ الشيطان للانسان عدوٌ مبينٌ؛ همانا كه شيطان دشمني آشكار براي انسان است.»(يوسف 5)
در مرتبه دوم، برخي افراد و جريانها تبديل به عوامل و يا همان حزب شيطان ميشوند. اميرالمؤمنين عليه السلام از مجموعه دشمنان خويش در جنگ جمل بهعنوان حزب شيطان تعبير ميكند و ميفرمايد: «الا و انّ الشيطان قد جمع حزبه و استجلب خيله و رجله؛ شيطان حزب خويش را گردآورده و سواران و پيادگان لشكر خويش را فراخوانده است.»(نهج البلاغه، خطبه10)
حضرت امام خميني رحمه الله عليه نيز استكبار جهاني و در رأس آن آمريكا را دشمن درجه يك ملتمان ميدانستند و از آن با تعبير «شيطان بزرگ» ياد ميكردند. مقام معظم رهبري نيز دشمن بيروني ملت ما را اينچنين ترسيم ميكنند: «دشمن بيروني عبارتست از نظام سلطه بينالمللي، يعني همان چيزي كه به آن استكبار جهاني ميگوييم... امروز مظهر اين دشمن عبارتست از شبكه صهيونيسم جهاني و دولت كنوني ايالات متحده آمريكا.»(اول فروردين 1386- مشهد مقدس)
پنجم) راهكارهاي دشمن بيروني براي دشمني:
در گذشته دشمنان ما براي چيره شدن بر يك حكومت، از راههاي سخت مانند لشگركشي و اشغال فيزيكي استفاده ميكردند. اما امروز از راههاي نرم براي نفوذ به درون و تغيير محتوا با حفظ ظاهر، مانند آنچه بهعنوان انقلابهاي مخملين موسوم است استفاده ميكنند.
يكي از مهمترين ابعاد جنگ دشمن در اين جبهه، بهرهگيري از جنگ رواني ميباشد. «عمليات رواني شامل اقداماتي از پيش تعيين شده براي انتقال اطلاعات و شواهد معين به مخاطبين با هدف تأثيرگذاري بر احساسات، انگيزهها، اهداف و نيز تأثير بر رفتار دولتها، سازمانها، گروهها و افراد ميباشد.» (مقام معظم رهبري، اول فروردين 1386- مشهد مقدس) «امروز يكي از خطوط اصلي برنامه كاري دشمن در چارچوب جنگ نرم، وارونه جلوه دادن واقعيات كشور است.» (مقام معظم رهبري در ديدار بسيجيان قم 2/8/89)
مهمترين محورهاي عمليات رواني دشمن در كلام رهبر معظم انقلاب عبارتند از:
1- مرعوب كردن مسئولان، شخصيتهاي سياسي و نخبگان كشور.
2- تضعيف اراده عمومي مردم.
3- تغيير درك صحيح مردم از واقعيت هاي موجود جامعه.
4- سلب اعتماد ملت از مسئولان كشور.
5- ترويج شايعه تحريم و فشار اقتصادي بر كشور.
6- ترويج شايعه بكارگيري ابزار خشونت بر عليه ملت ايران.
7- عوض كردن جاي متهم و مدعي با ابزار تبليغاتي و رسانهاي.
8- ترساندن ملتهاي منطقه از ملت ايران و انقلاب اسلامي.
9- دامن زدن به اختلافات مذهبي، قومي، جناحي، سياسي و رقابتهاي صنفي
ششم) دشمن آشكار و پنهان:
همانگونه كه بيان شد، نفوذ به درون براي ضربه زدن به يك نظام، از جمله روشهاي دشمن بيروني است. دشمن بيروني براي نفوذ به درون نياز به پنهان كردن خود در لباس دوست دارد. گاهي نيز دشمن بيروني براي اين منظور، افرادي را از درون نظام به مزدوري ميگيرد. در اين ميان برخي افراد، دانسته(منافق) و يا نادانسته(جاهل) در خدمت اهداف دشمن بيروني قرار ميگيرند.
پس براي اين منظور در وهله اول بايد دشمن اصلي و آشكار را شناخت. دشمنان اصلي همانگونه كه بيان شد، شيطان و حزب شيطان هستند كه امروز در قالب شبكه صهيونيسم جهاني و دولت كنوني آمريكا هستند.
اما دشمن پنهان، علاوه بر دشمن دروني، شامل طيف مختلفي مانند جريانات نفاق، قدرتطلب، سودجو، غافل و... است و شناخت هر يك از اين جريانات، كار سادهاي نيست و راه و روش مخصوص خودش را ميطلبد.
گاهي برخي از جريانات نقاق آن قدر پيچيدهاند كه شناخت آنان كاري بشري نيست. بهعنوان مثال در زمان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم منافقاني در مدينه وجود داشتند كه حتي آن حضرت با وجود دارا بودن بالاترين مرتبه هوش و ذكاوت بشري، از آنها بيخبر بودند و تنها راه باخبر شدن ايشان، وحي الهي بود. خداوند در قرآن كريم خطاب به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم ميفرمايد: «وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدينَه مَرَدُوا عَلَي النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُم؛ بعضي از اهل مدينه منافقند و بر اين نفاق چنان ماهر و كاركشتهاند كه تو از نفاقشان آگاه نيستي؛ ما آنها را ميشناسيم» (سوره توبه، آيه 101)
از اين رو شناخت دشمن پنهان كه بهواسطه پنهان بودنش داراي خطر بيشتري است، علاوهبر آنكه از اهميت بيشتري برخوردار است، مستلزم وجود ابزاري بهنام «بصيرت» است.
هفتم) بصيرت:
ترجمه فارسي بصيرت، همان «بينش» است؛ اما در اصطلاح بهمعناي «بينش عميق» است و اين برخلاف سطحي نگاه كردن مسائل است. «بصيرت» همان دقيق شدن در مسائل و شناسايي و درك درست اشخاص، گروهها، شرايط اجتماعي داخل و خارج و داشتن دركي خوب از عنصر زمان و مكان است.
ذكر اين نكته نيز ضروري است كه گاهي برخي افراد در فهم مسائل فهم خوبي دارند اما بهواسطه تسليم شدن در برابر دشمن دروني خويش مانند هواهاي نفساني و تعلقات دنيوي، دچار نوعي از كوردلي ميشوند كه قوه تشخيص دوست و دشمن را از آنان سلب ميكند. بنابر اين داشتن بصيرت، علاوه بر درك درست از مسائل نيازمند فائق آمدن بر اميال نفساني است.
فرد با «بصيرت» همواره در تشخيص دشمن درست عمل كرده و در غبار فتنهها نيز هيچگاه فريب دسائس و حيلههاي دشمن را نميخورد. حال اگر «بصيرت» در سطح ملي وجود داشته باشد، دشمن بيروني آن ملت، هيچگاه نخواهد توانست به طراحي توطئه عليه آن ملت بپردازد حتي اگر براي اين منظور عمال دروني خويش را بهكار بگيرد.
از اينجا ميتوان به حكمت تاكيدات مكرر رهبر معظم انقلاب بر ضرورت كسب بصيرت از سوي مردم و مسئولان پيبرد. ايشان بارها در سخنان خويش بر ضرورت بصيرتافزايي مردم خصوصا جوانان تاكيد كردهاند و يكي از دلايل مهم شكست توطئههاي دشمنان از جمله فتنه اخير را داشتن بصيرت آنان دانستهاند. «در فتنه سال 88 خيليها اشتباه كردند و از اين جمع، بسياري هم بعد از مدتي اشتباه خود را تصحيح كردند اما حركت عظيم بسيج با حفظ پرچم بصيرت، مسير را اشتباه نكرد و توانست در صراط حق بماند.»(مقام معظم رهبري در ديدار با بسيجيان استان قم 2/8/89)
هشتم) اهميت دشمن شناسي:
دشمنشناسي يكي از ضروريات اوليه ملتهاي پيشرو و يكي از اصليترين موضوعات در مباحث دفاعي كشورهاست. تنها با شناخت صحيح دشمن و تهديدهاي او ميتوان دريافت كه براي دفاع در برابر آن، در چه عرصههايي بايد تقويت شويم. منشأ تمامي شكستها در طول تاريخ جوامع, از بيتوجهاي به دشمن بوده است.
قرآن كريم براي حفظ و سلامت جامعه به شناخت دشمن سفارش كرده و در قالب داستانهاي عبرتآموز به معرفي دشمنان توحيد در اشكال گوناگوني چون شناخت شياطين, منافقان, طواغوت و كفار و مشركان اشاره ميكند. همچنين در سيره پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و اهلبيت عليهم السلام نيز به اين مقوله توجه زيادي شده است.
پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم درباره ضرورت شناخت دشمن ميفرمايد: «إلا و ان إعقل الناس عبد عرف ربه فإطاعه و عرف عدوه فعصاه؛ آگاه باشيد, عاقلترين مردم كسي است كه خدايش را بشناسد و از او پيروي كند, و دشمن را نيز بشناسد و آنگاه نافرمانيش نمايد.»(بحارالانوار, ج 77 ص 179)
رهبر معظم انقلاب نيز بر اين موضوع تاكيد زيادي داشتهاند؛ «يك ملت بايد دشمن را بشناسد، نقشه دشمن را بداند و خود را در مقابل آن تجهيز كند.» (مقام معظم رهبري- اول فروردين 1386- مشهد مقدس)». «يكي از راههاي فهم درست قضايا اين است كه ببينيم دشمن، چه برنامه و دستوركاري را دنبال ميكند.» (مقام معظم رهبري در ديدار با بسيجيان استان قم 2/8/89) «در سالهاي اخير برخي قلمها، تلاش فراواني كردند تا موضوع دشمنشناسي را از ذهن جامعه و مردم خارج كنند... همواره بايد مراقب كيد و طراحي دشمن بود... چرا عدهاي اصرار داشته و دارند كه حضور دست توطئهگر خبيث و فعال دشمن را در حوادث گوناگون كشور ناديده بگيرند... بايد همواره نسبت به تحرك دشمن هوشيار بود و شيوه مقابله با آن را دانست.»( مقام معظم رهبري در ديدار با ائمه جمعه سراسر كشور 6/7/89)
نهم) شناخت صحيح دوست و دوستي از دشمن و دشمني:
همانگونه كه گفته شد، «دوست» آن است كه مراقب خير و شر دوستش است، به او خير ميرساند و از رسيدن شر به او جلوگيري ميكند. خيررساني و ممانعت از رسيدن شر به طرف مقابل همراه با نيت خيرخواهي، نيز همان «دوستي» است. از اين رو اگر دشمن در جهت خيررساني و يا ممانعت از رسيدن شر به ما گامي بردارد، چون به سبب دشمن بودنش نيت خيرخواهانه ندارد، پس همواره بايد به «دوستي» او با ديده ترديد نگريست و از مكر و حيله او غافل نماند.
در مقابل نيز اگر «دوست» با تعريف فوق، مانع از رسيدن خير به ما شد و يا ضرري به ما رساند، نبايد بهواسطه «دشمني» دوست، نيت خيرخواهي او فراموش كرده و او را با دشمن اشتباه بگيريم. اگرچه بايد مراقبت باشيم كه از ناحيه «دوست» نادان ضربه نخوريم.
بنابر اين با شناخت صحيح «دوست» و «دشمن» نبايد «دوستي» دشمن را همانند «دوستي» دوست دانست و «دشمني» دوست را همانند «دشمني» دشمن.
دهم): راه مقابله با دشمن و دشمنيها:
وقتي «دوست» و «دشمن» را شناختيم، آنگاه درمييابيم كه براي مقابله با «دشمني»ها چه بايد بكنيم؟
گاهي اين دشمنيها از ناحيه دشمن دروني خود افراد است كه در اين صورت راه مقابله با آن تزكيه نفس است.
گاه اين دشمنيها از ناحيه دشمنان دوستنماست. بهعنوان مثال منافق يكي از دشمنان دوستنما در جامعه اسلامي است كه تنها راه مبارزه با آن افشاگري و خنثي كردن توطئههاي وي است. طبق سيره پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و ائمه اطهار عليهم السلام با منافقان تنها در صورتي ميتوان برخورد سخت كرد كه دست به اقدامات عملي عليه حكومت بزنند. در غير اين صورت برخورد با آنان بايد به صورت نرم كه همان مراقبت، افشاگري و خنثيسازي دسيسههاي آنان است صورت بگيرد. نمونه بارز اين مسئله پاسخ اميرالمؤمنين عليه السلام به برخي از اصحاب خويش كه خواهان مجازات اشعث كندي بودند است كه حضرت از قصاص افراد قبل از ارتكاب جرم نهي فرمودند.
گاهي اين دشمنيها از جانب دوستان ناآگاه صورت ميگيريد كه بايد با روشنگري آنان را آگاه ساخت.
گاهي اين دشمنيها از جانب دوستان حسود، قدرتطلب و... صورت ميگيرد كه ضمن درك اين مسئله بايد آنان را از اين كار بازداشت.
ولي در تمامي اين حالات بايد نگاهمان به دشمني دشمن اصلي باشد و او را از ياد نبريم. چراكه اين دشمن اصلي است كه با دريافت زمينههايي در برخي افراد و مجموعهها، در ميان آنان نفوذ كرده و با دست و زبان آنان، به دشمني با ما ميپردازد. در اينجا بايد ضمن شناخت دشمن اصلي، از درگير شدن با فريبخوردگان در جبهه خودي و فراموش كردن دشمن اصلي بپرهيزيم چرا كه يكي از خواستهاي دشمن، درگير شدن با نيروهاي داخلي و تحليل رفتن قواي جبهه خودي است.
يازدهم) دست و زبان دشمن نشويم:
همانگونه كه بيان شد، يكي از راههاي نفوذ دشمن به درون جبهه خودي، پيداكردن زمينههايي از سوي برخي افراد براي تاثيرپذيري از دشمن و تبديل كردن آنان به دست و زبان خويش است. برخي افراد دانسته و يا نادانسته نقش دست و زبان دشمن در جبهه خودي را ايفا ميكنند. وقتي سخن ميگويند سخن دشمن از زبان آنان شنيده ميشود و وقتي سكوت ميكنند، سكوتشان به نفع دشمن تمام ميشود، وقتي تحرك ميكنند در راستاي اهداف دشمن است و وقتي بيتحركند كه به نفع تمام شود. البته ممكن است تمام اين ويژگيها در همه اين افراد ديده نشود.
بنابر اين با تشخيص درست دشمن اصلي و راهكارهاي او، بايد مراقب بود كه حتي كوچكترين موضعگيري يا سكوت ما در جهت خواستهها و اميال دشمن نباشد و دشمن نتواند از ما سوأاستفاده كند. اين مراقبت خصوصا در ايام فتنه بايد سختتر و شديد تر باشد.
رهبر معظم انقلاب در سالهاي اخير هشدارهاي زيادي در اينخصوص دادهاند. ايشان در تشريح سخنان اميرالمؤمنين درباره چگونگي موضعگيري در ايام فتنه ميفرمايند: «در برخي موارد، فضاي فتنه بهگونهاي است كه حق و باطل از يكديگر قابل تشخيص نيستند كه در اين گونه موارد و در اين نوع بحرانها، امام علي(ع) در حكمت اول نهج البلاغه ميفرمايد: «در روزگار فتنه، همانند بچه شتري باش كه نه پشتي براي بار دادن و نه سينهاي براي شير دادن دارد.» به اين معنا كه در اينگونه موارد بايد سكوت كرد يا بهگونهاي عمل كرد و تصميم گرفت كه هيچكدام از طرفين دعوا نتوانند از موضعگيري و تصميم وي بهرهبرداري كنند. اما در برخي موارد، حق و باطل از هم قابل تشخيص هستند كه در اين گونه موارد ميبايست خواص به حمايت از حق برخيزند و سكوت آنها و عدم موضعگيري و تصميم به نفع حق ميتواند ضررهاي جبرانناپذيري را به كانون حق و حقانيت وارد سازد. در اينگونه موارد، سكوت در دفاع از حق، مساوي با ضديت با حق است. امام علي عليه السلام در جلد 74 بحارالانوار در اين مورد به آصفبن قيس ميفرمايد: «آن كس كه ساكت است (از حق حمايت نكرده و باطل را محكوم نميكند) برادر كسي است كه به باطل رضايت داده و آن كس كه با ما نباشد، بر ماست.» در طول تاريخ، بيشترين ضربه از جانب كساني بوده كه حق را شناختند، اما از آن حمايت نكردند و سياست سكوت را پيشه ساختند. اين مساله چنان اهميتي دارد كه خواص و عالمان بيتفاوت مورد لعن خداوند هستند.»(28/5/88) «من به همين مناسبت به عناصر سياسي داخلي هم دوستانه نصيحت ميكنم، مراقب باشند، طوري حرف نزنند، طوري موضعگيري نكنند كه به مقاصد دشمن در اين جنگ رواني كمك شود.» (اول فروردين 1386 مشهد مقدس) «آحاد ملت از جمله همه حوزويان هميشه مراقب باشند تا حتي يك حرف و يك گام كوچك نيز در مسير دلخواه دشمن برداشته نشود. (ديدار با اساتيد، فضلا و طلاب نخبه حوزه علميه قم 3/8/89)
دوازدهم) يك قاعده طلايي:
اما چگونه ميتوان از فروغلطيدن در دام دشمن و تبديل شدن به دست و زبان او در امان ماند؟ ملاك و معيار تشخيص اينكه سخن و موضعگيري و يا سكوت ما بهنفع دشمن است يا خير، چيست؟
براي اين منظور يك معيار و «قاعده طلايي» كه كاملا برگرفته از سيره اهلبيت عليهم السلام ميباشد، از سوي حضرت امام خميني رحمه الله عليه ارائه شده است. اين «قاعده طلايي» عبارت است از اينكه گفتار، رفتار و كردار خود را با نگاه به دشمن بسنجيم و ببينيم كه دشمن در برابر آن چه موضعي دارد. اگر دشمن از گفتار، رفتار و كردار ما خوشش آمد و از آن استقبال كرد، پس معلوم است كه در آن مورد اشتباه كردهايم اما اگر دشمن از گفتار، رفتار و كردار ما عصباني شد و به انحاء مختلف شروع به مخالفت و تخريب ما كرد، بدانيم كه در آن مورد راه صواب را درپيش گرفته و به هدف زدهايم.
حضرت امام خميني رحمه الله عليه همواره تكذيب و مخالفت دشمن را مايه مباهات ميدانستند و تعريف دشمن را عيب ميشمردند و در مقاطع مختلف ميفرمودند: «بايد هيچ سستي نكنيم و از اين ترس نداشته باشيم كه فلان راديو يا دولت خارجي چه ميگويد، راديوها بايد به ما فحش بدهند. آن روزي را كه آمريكا از ما تعريف كند بايد عزا گرفت. آن روز كه كارتر و ريگان از ما تعريف كنند معلوم ميشود در ما اشكالي پيدا شده است، آنها بايد فحش دهند و ما هم بايد محكم كارمان را انجام دهيم.» (صحيفه امام، ج18، ص: 242) «اگر چنانچه آمريكا از ما تعريف كند و روزنامههاي آمريكا از ما تعريف كنند، آن وقت است كه بايد مردم بگويند اين چه است قضيه؟ يك قضيهاي هست كه دارند تعريف ميكنند! البته بايد از ما تكذيب كنند، از شما هم بايد تكذيب كنند، و جمهوري اسلام را هم بايد تكذيب بكنند.»(صحيفه امام، ج9، ص: 527) «اگر امريكا و منافقين تعريف كنند از يك كسي، تعريف كنند از يك چيزي، وقتي تعريف كردند، مردم ميفهمند اين عيبي دارد كه اينها تعريف ميكنند از او.»(صحيفه امام، ج17، ص: 250) «نميخواهيم خودفروختگان از ما تعريف كنند. نميخواهيم روشنفكران غربزده و قلمداران خود فروخته از ما تعريف بكنند. ما ميخواهيم يك مسئلهاي را كه اسلام ميفرمايد عمل بكنيم و براي كشورمان خدمت بكنيم.»(صحيفه امام، ج12، ص: 292)
اين «قاعده طلايي» بارها از سوي رهبر معظم انقلاب بهعنوان وارث برحق امام راحل رحمه الله عليه نيز تكرار شده است و ايشان بارها در مجامع مختلف هشدار دادهاند كه مراقب باشيد گفتار، رفتار و كردار شما با تعريف و تمجيد دشمن همراه نشود كه در آن صورت بايد بررسي كنيد و آن مورد اشتباه را تصحيح كنيد.
منبع: http://anvari.pelakfa.com/