طی چند روز گذشته بالاخره بعد از فراز و فرودهای بسیار ماجرای نمایش تصویر حضرت قمر بنی هاشم علیه السلام در سریال مختارنامه، با بهره جستن از جلوههای تصویری و عدم نمایش تمثال مبارک و پوشش صورت هنرپیشه مورد نظر با استفاده از نور ختم به خیر شد. از زمانی که اعلام شد قرار است در این سریال چهره فردی در نقش عباس ابن علی علیهما السلام نمایش داده شود تاکنون اظهار نظرهای گوناگون و حتی متناقضی صورت گرفت. موافقان و مخالفان بسیاری به دفاع یا مقابله با این اقدام پرداختند و بر گرمی بازار مختارنامه که از قضا خود نیز سوژهای جنجالی و مورد بحث است افزودند.
به هر حال مانند بسیاری از موارد حساسیت برانگیز دینی دیگر، غائله با ورود مراجع عظام و بزرگان دین در مساله، و نهایتاً ابراز نظر و احیاناً صدور فتوای این بزرگواران ختم شد. اتفاقات و ماجراهای بسیاری طی این سالها رخ داده که منجر به ورود بزرگان دین برای گشودن گره شده است. افزایش تعدد و تنوع اینگونه جریانات خصوصاً در سالهای اخیر نشان از افزایش سطح کمی و کیفی امور دارد. هرچند در بسیاری مواقع ورود بزرگان منتج به حذف جریان مورد اختلاف شده است ولی همین نکته نیز بیانگر همت دستاندرکاران برای نوشتن دیکتهای است که اتفاقاً غلط هم دارد ولی به هر حال شروعی برای نگارش است که باید مغتنمش شمرد.
با مرور اتفاقاتی که ورود و حضور بزرگان دین در صحنه را نمایان میسازد، چند نکته جلب توجه میکند که شاید دقت در این نکات بتواند از هزینه شدنهای متعدد و گاه غیرلازم از بزرگان دین و اجتهاد جلوگیری کند.
1. تقریباً در تمام مواردی که موجبات ورود بزرگان به عرصه اظهارنظر مستقیم و گاه شدید را فراهم آورده است، ابتدا جریانی شکل گرفته است بعد بزرگان درخصوص این جریان موضع مثبت یا منفی گرفتهاند.
نفس موضعگیری علما در خصوص مسایل جاری نشان از هوشیاری و در صحنه بودن این بزرگواران است که البته جزو بدیهیات فقه پویا و شکوفای شیعی است و خود جای شکر فراوان دارد. اتفاقاً اگر توجه و دقت موشکافانه فقهای معظم نسبت به مسایل نبود در این روزگار آخرالزمانی هجمههای دشمنان قسم خورده اسلام و نظام اسلامی اثری از فرهنگ اصیل و برگرفته از سنت و سیره اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام باقی نمیگذاشتند.
در لزوم موضعگیری علما هیچ اختلاف و مناقشهای نیست. محل اختلاف در قراردادن حضرات در موضع انفعال از جانب متولیان امر است. آیا دستاندرکاران محترم نمیدانند که بعضی اتفاقات و جریانات حساسیتبرانگیز است؟ آیا این عزیزان خود را صاحب درجهای از اجتهاد میدانند که نیازی به مشاوره و نظرسنجی بزرگان دین نداشته باشند؟ مطمئناً اینگونه نیست. هرکسی بیش از دیگران میداند کجای کارش حساسیتزا هست یا نیست. نوع برخوردها نشان میدهد که فعالان عرصههای مختلفی که فعالیتشان موج ساز و جریان ساز بوده است بخشی از اتفاقات را پیشبینی کرده و خود را برای مواجهه با آن آماده ساختهاند.
سوال اینجاست که آیا این عزیزان نمیتوانستند قبل از شروع به کار استمزاجی از علما داشته باشند و نظراتشان را درخصوص نکات حساس بیان و جواب روشنی دریافت کنند تا هم هزینه مضاعفی برای فعالیت خود نتراشند و هم هزینهای برای جامعه و به خصوص زعمای دین نداشته باشند؟ در نمونه مورد نظر دستاندرکاران سریال مختارنامه به روشنی از احتمال مخالفت با نمایش چهره فردی در نقش حضرت اباالفضل علیه السلام خبر داشتند و اتفاقاً به عنوان راه چاره نظر مثبت رییس سازمان صدا و سیما را نیز جلب کرده بودهاند. اتفاقاً ایرادی به کار عوامل مجموعه مختارنامه وارد نیست که آنان از نظر مافوق خود تبعیت کردهاند. بدون در نظر گرفتن اینکه رییس محترم سازمان صدا و سیما در جایگاه فقاهت نشسته و نظر به بلامانعی نمایش تصویر حضرت ماه بنی هاشم علیه السلام میدهد، این ایراد به ایشان وارد است که باید نظر اعاظم دین را جویا میشدند که نشدند.
2. قرارگرفتن بزرگان و علمای دین در موضع تقابل، گاه حاصل حاشیهسازی و جوسازی دیگرانی است که به هر عنوان سودی از این آب گلآلود میبرند. بزرگنماییها، حاشیهسازیها، ایجاد موج انتقاد، استفتائات جهتدار و هدفمند، تحریک جامعه دینی، بدگویی و بداخلاقیهای رسانهای و تبلیغی و نهایتاً پیشداوری و درخواست توبیخ و مقابله با خطاکاران! مورد نظر، بخشی از شیوههای استفاده شده دیگران است. به نظر میرسد طرفین ماجرا با هوشیاری میتوانند راه سوءاستفاده را بر اغیار ببندند. به هرحال جریانی شکل گرفته و عالمان دین نظراتی موافق یا مخالف با این جریان دارند و باید به نظر این بزرگواران عنایت داشت.
بیوت مراجع و اطرافیان علما و روحاینون برجسته نقش مهمی در حفظ شأن و جایگاه آنان دارند. دریافت اخبار از جوانب مختلف و ارائه منصفانه و بدون پیشداوری به بزرگان کمک بزرگی به آرامشبخشی فضای ملتهب بهوجود آمده است. شایسته است که اطرافیان محترم علما در صورت امکان دلایل و نظرات طرفین موافق و مخالف جریان موجود را بگیرند و بدون ارائه نظر شخصی، مستندات موجود را به علمای عظام انتقال دهند.
گاه ممکن است جانبداری اطرافیان در موضعگیری بزرگان تاثیر داشته باشد. چنانکه درمورد فیلم مارمولک مشخص بود که نظر اطرافیان و حاشیهسازیها در اعلام موضع و جبههگیری زعمای دینی تاثیر گذاشته است.
با توجه به اینکه بعضی از این بزرگواران با اعتماد به نظر اطرافیان و قبل از مشاهده فیلم اعلام نظر فرمودهبودند، میشد چنین برداشت کرد که انتقال اخبار جانبدارانه بوده است. مشخص است که این یادداشت قصد تایید یا رد فیلم مارمولک یا هر جریان دیگری را ندارد و فقط نگاهی از سر دلسوزی و درد به ماوقع دارد.
3. شاید بتوان گفت که فعالان عرصههای حساس و بحثبرانگیز تقصیر زیادی ندارند. کافی است از بعد دیگری به واقعه بنگریم. مدیر متعهد و متخصصی قصد دارد فعالیتی داشته باشد که احتمال میرود با بعضی مواضع دینی همخوانی نداشته باشد و یا در جامعه دینی ایجاد حساسیت کند. طبیعیترین حالت این است که به نظرات موجود مراجع عظام رجوع کند و در صورت عدم وجود فتوا در این خصوص، از مرجع بزرگوار استفتا کند. سوالی این است: از کدام بزرگوار میتوان نظرخواهی کرد؟ اینکه مدیر مربوط از مرجع تقلید خود فتوا بگیرد کافی است یا با توجه به بعد عمومی فعالیت باید نظر ولیفقیه را جویا شد؟ آیا برای هر فعالیتی باید مستقیم به سراغ مراجع و یا حاکم شرع رفت؟
سازمان تبلیغات اسلامی، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، شورای عالی انقلاب فرهنگی و تشکیلات متعدد دیگری وجود دارند که میتوانند حلقه واسط بین دستاندرکاران برنامهها و مراجع عظام و حتی مقام ولایت فقیه باشند و با دسته بندی موارد و نکات مورد بحث و ارائه مستدل و مناسب، نظر فقهی و شرعی علما را اعلام و اعمال کنند و از سوی دیگر کمکی به رفع مشکل موجود کنند.
4. بسیار مشاهده شده بعد از اعلام نظر مخالف فقها و علما با کسانی که به هر ترتیب اسباب این مخالفت را فراهم ساختهاند، چنان برخوردی میشود که گویا اینان اساساً بنا بر تضعیف ارزشها و باورها داشتهاند. برخورد سلبی با کسی که مخلصانه قصد ارائه خدمتی داشته است گاه چنان تاثیر سوئی دارد که افراد از حضور در عرصه دین بترسند و بسیار محتاطانه رفتار کنند. حال آنکه قید شد تنها دیکته این افراد غلط داشته است و نه تفکرات و عقایدشان.
گاه دیده میشود سوءاستفاده کنندگان از جریان مخالفت علما با هر موضوعی –خاصه آنکه طرف مخالفت دولتی هم باشد- چنان بر طبل انکار جریان مقابل میکوبند که گویی مخالفت صریح عالمی فرزانه، دلیلی بر تکفیر و ارتداد آنان است.
از سوی دیگر گاه نکته ناشایست و نادرست جریان مقابل چنان برجسته نمایش داده میشود که به جای مخالفت با کردار، افراد تخطئه میشوند. دیگرانی که از این وقایع سود میبرند ناباورانه و باشتاب فراوان سعی وافر در حذف یکی و یا در صورت امکان -و البته مطلوب برای آنان- هر دو طرف ماجرا میکنند و در این میان هر طرف که از میدان بیرون رود به نفع جریان سوم است.
5. مدیریت رسانهای و تبلیغی واقعهای که منجر به صدور فتوا و موضعگیری علما شدهاست وظیفه خطیری است که بر عهده هر دو طرف ماجراست. نه وقوع اتفاقی که حتی طبق فتوای مراجع محترم خلاف شرع محسوب شده باید عامل یا عاملان واقعه را بیدین جلوه دهد و نه موضعگیری و مخالفت این بزرگواران را ناآگاهی و ناآشنایی حضرات با اتفاقات نوین و مسایل جدید بنمایاند. از سوی دیگر مدیران رسانهها نیز نقش مهمی در روش و نوع ارائه خبر این اتفاق دارند. نباید در روند اطلاعرسانی چنان شود که گویی حادثهای نامبارک بین دو طرف ماجرا رخ داده است. حق نیز چنین نیست.
باز هم اهمیت و لزوم وجود رسانه دینی مطرح میشود که هرنوع موضعگیری مثبت یا منفی رسانهای سیاسی در خصوص مسایل دینی خواه نا خواه رنگ و بوی سیاسی به خود میگیرد و اسباب سوءبرداشت و سوءتفاهم میان طرفین و یا سوءاستفاده اغیار از اتفاقات پیش آمده میشود.
مهدی خداجویان